المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٨ - علامت فعل مجهول
تبصره: مخفى نماند اين سه لغتى كه ذكر شد در وقتى جائز است كه از اشتباه و التباس در امان باشيم ولى در موردى كه ترس از اشتباه باشد تنها لغتى جايز است كه با آن اشتباهى لازم نيايد.
قوله: كاستحلى: بضم همزه و تاء ماضى مجهول از باب استفعال بوده و معلوش استحلى بكسر همزه و فتح تاء مىباشد يعنى طلب زينت و آرايش نمود.
قوله: و نقلت الى الفاء: ضمير نائب فاعلى در « نقلت » به كسره راجع است.
قوله: فسكنتا: ضمير تثنيه به واو و ياء راجع است.
قوله: لسكونها بعد كسرة: ضمير در « لسكونها » به واو راجع است.
قوله: لسكونها بعد حركة: ضمير در « لسكونها » به ياء عود مىكند.
قوله: تجانسها: ضمير فاعلى در « تجانسها » به حركت و ضمير مفعولى به ياء راجع است.
قوله: و بها قرء ابن عامر: ضمير در « بها » به هذه اللّغة الوسطى عود مىكند.
قوله: قيل و غيض: يعنى دو كلمه « قيل » و « غيض » كه در آيه (٤٤) از سوره هود آمدهاند، يعنى: و قيل يا ارض ابلغى ماءك و يا سماء اقلعى و غيض الماء و قضى الامر و استوت على الجودى و قيل بعدا للقوم الظّالمين.
( و به زمين خطاب شد كه آب خود را فروببر و بآسمان امر شد كه باران را قطع نما و بيك لحظه آب قطع شد و حكم و فرمان الهى اجراء گرديد و كشتى بركوه جودى قرار گرفت و فرمان هلاكت ستمكاران صادر شد).
قوله: عور فى المكان: كلمه « عور » با عين و راء يعنى « ستر » يا بمعناى « وقت » يعنى جمع الوقت مىباشد.
متن: «٢٤٨»
|
و إن بشكل خيف لبس يجتنب |
و ما لباع قد يرى لنحو حبّ |