المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٣ - تعليق و موارد آن
شاهد در « تظنّون » است كه قبل از « ان نافيه» واقع شده و از عمل در دو مفعول تعليق شده است.
٣- آنكه بعد از آنها لاء نافيه واقع شود همچون:
علمت لا زيد عندك و لا عمرو (دانستم كه نه زيد نزد تو بوده و نه عمرو).
شاهد در « علمت » است كه چون بعدش « لاء نافيه» قرار گرفته از عمل در دو مفعولش يعنى « زيد » و « عندك » معلّق شده است.
تبصره
ابن هشام نحوى در « ان » و « لا » شرط كرده است كه بايد پيش از آنها قسم قرار گرفته باشد اعمّ از آنكه در لفظ بوده يا مقدّر باشد و در غير اينصورت مجرّد آمدن ايندو حرف پس از افعال قلوب باعث تعليق آنها نيست.
سپس مصنّف گويد:
لام ابتداء يا لام قسم نيز همچون ادات نافيه باعث تعليق مىباشن.
شارح گويد:
٤- لام ابتداء نيز همچون ادات نفى مىاشد اعمّ از آنكه ظاهر بوده همچون:
علمت لزيد منطلق (دانستم هرآينه زيد رها است).
شاهد در « علمت » است كه بعد از آن لام ابتداء در كلام ذكر شده و بدينوسيله از عمل در دو مفعول يعنى « زيد » و « منطلق » معلّق گشته است.
يا مقدّر باشد چنانچه مثالش قبلا گذشت.
٥- لام قسم نيز موجب تعليق افعال قلوب است مانند آنچه در قول لبيد بن ربيعه عامرى آمده:
|
و لقد علمت لتأتينّ منيّتى |
انّ المنايا لا تطيش سهامها |
يعنى: هرآينه دانستم كه البتّه البتّه مرگ من مىآيد، بدرستيكه مرگها تيرهايشان بخطاء نميرود.