المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣١ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
زيد: اسم مفرد، مذكّر، معرفه، ذو الحال.
دعا: فعل ماضى، متصرّف، مفرد، مذكّر، غائب، عامل در حال.
ترجمه:
پس تقديمش برعاملش جائز است مانند دو مثال زير:
مسرعا اذا راحل و مخلصا زيد دعا.
شرح عربى:
( و الحال ان تنصب بفعل صرّفا او صفة اشبهت المصرّفا فجايز) خلافا للكوفيّين (تقديمه) على ناصبه ما لم يعارضه معارض من كون عامله صلة لأل او لحرف مصدرىّ او مقرونا بلام القسم او الابتداء او كونه جملة معها الواو (كمسرعا ذا راحل، و مخلصا زيد دعا) فان كان ناصبه غير فعل كاسم الفعل او المصدر، او فعلا غير متصرّف كفعل التّعجّب، او صفة كذلك كافعل التّفضيل فى بعض احواله لم يجز تقديمه عليه.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
د: اگر حال بفعل متصرّف يا صفتى كه بآن شباهت دارد منصوب شد پس تقديمش برعامل جائز است مانند:
مسرعا ذا راحل و مخلصا زيد دعا.
شارح گويد:
در تقديم حال برعاملش بين ارباب ادب اختلاف است:
كوفيّون آنرا ممتنع دانسته و ديگران در دو مورد بجوازش قائل شدهاند:
الف: آنكه عامل در حال فعل متصرّف باشد.
ب: آنكه عام در حال صفتى بوده كه بفعل متصرّف شباهت داشته باشد.
ناگفته نماند تقديم حال در دو مورد يادشده زمانى است كه با تقديم حال برعاملش معارض و مانعى در بين نباشد، مانع همچون اشياء و امور ذيل:
الف: عامل صله براى الف و لام باشد.