مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٤
«در آيت تمسكى نيست مجبّره را...؛ براى آنكه آيه نه آن خواهد كه عين فعل او فعل من است؛ آن خواهد كه آنچه او فرمايد، آن فرمان من است...». [١] در ديدگاه شيخ ابوالفتوح رازى منّت الهى در آيه «فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ» دليلى بر جبر نيست؛ بلكه مراد، الطاف و توفيق و اسبابى است كه باعث مى گردد بنده ايمان آورد و ثابت قدم باشد. [٢] ايشان در ضمن تفسير بعضى از آيات و ردّ جبر به ديدگاهها معتزله توجه تام داشته و آنان را نقل مى كند. وى در تفسير آيه «وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً» [٣] مى نويسد: «... حسن بصرى و ابوعلى جبائى [٤] گفته اند: مراد، اخبار از قدرت الهى است و ديگر آنكه اختلاف شما نه از سر عجز من است و اگر من خواهم، همه را به جبر حمل بتوانم كردن بر اسلام و لكن حكمت در تكليف راه ندهد چنين كردن و اين چنان است كه گفت: «وَ لَوْ شِئْنا لاَتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها» [٥] اگر ما خواهيم هر نفسى را هدايت دهيم يعنى مشيت جبر؛ براى آنكه مشيت اختيار خود هست. ابوالقاسم بلخى [٦] گفت معنى آيه آن است كه اگر خدا خواستى، بر كفر مجتمع شدى... ، ولى اين نكرد؛ براى آنكه مناقض و منافى حكمت باشد و اين نظير آيه «وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَمَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ» [٧] ». [٨] ايشان يكى ديگر از آياتى كه صراحتا نفى جبر كرده و بنابراين دليلى بر رد مجبّره است، آيه ١٠٣ مائده مى داند. در اين آيه آمده: «ما جَعَلَ اللّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا
[١] روض الجنان، ج ٦، ص ٣٠ ـ ٣١.[٢] همان، ص ٧٣.[٣] مائده (٥): آيه ٤٨.[٤] از بزرگان معتزله.[٥] سجده (٣٢): آيه ١٣.[٦] از بزرگان معتزله.[٧] زخرف (٤٣): آيه ٣٣.[٨] روض الجنان، ج ٦، ص ٤٠٩ ـ ٤١٠؛ ج ١٢، ص ٨٦ ـ ٨٧ .