مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٥
بخش دوم: توحيد ذات و صفات الهى
فصل اول: اثبات ذات پروردگار
هدف نهايى علم كلام، اثبات ذات و بيان توحيد و يگانگى حق تعالى و شرح صفات اوست. متكلمين اسلامى با روشهاى مختلفى به اثبات بارى تعالى پرداخته اند كه مشهورترين آنها، طريقه ابراهيم خليل عليه السلام است. اين روش مبتنى بر حدوث عالم است؛ به اين معنا كه هرچه حادث باشد، نيازمند به مُحْدِث است. پس عالم را بايد پديدآورنده اى باشد كه همو صانعِ اين جهان است؛ چنان كه حضرت ابراهيم عليه السلام با اين روش به اثبات ذات خداوندى پرداخت. و ابوالفتوح رازى نيز به همين برهان تمسك جُسته، در ذيل آيه ٧٧ سوره انعام: «... فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّى فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الافِلِينَ...» گويد: «... اين برآمده، خداى من است؛ چون او نيز فرو شد و كبر جرم و علو قدر، او را حمايت نكرد، از اين آفت بدانست كه هرچه از جنس او و بر شكل او باشد، مثل او باشد؛ از همه روى برگردانيد و گفت: من بيزارم از هرچه مشركان آن را بدون او پرستند، از همه تبرا كرد...». [١] نكته: متكلمان متقدم، بر اين عقيده بودند كه تا به برهان عقل، ذات و صفات الهى ثابت نگردد، صدقِ دعوتِ انبيا معلوم نمى شود و از سخن ابوالفتوح رازى چنين پيداست كه او معتقد است معرفت انبيا به خداوند تبارك و تعالى نيز بايد با عقل براى آنان ثابت شود و از روى عقل، به صحت وحى الهى يقين حاصل كنند.
[١] روح الجنان، ج ٤، ص ٤٦٨.