مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٧
«آيت به اجماع مخصوص است؛ براى آنكه خلاف نيست از ميان امت كه شفاعت خواهد بودن. ما را با اصحاب وعيد، خلاف در آن است كه ايشان گفتند در زياده منافع باشد و ما گفتيم در اسقاط مضارّ و قطع است كه به كفار نرسد. و ما گفتيم: به فساق اهل صلات رسد، لقوله عليه السلام: شفاعتى لأهل الكبائر من امّتى. و ايشان گفتند: به تائبان رسد. فأما در امت كس نگفت كه اصلاً شفاعت نخواهد بودن يا معنى آن باشد كه لا شفاعة لأحد فى الكفار و أمّا لا شفاعة فى الفساق إلاّ بإذنه». {-١-}
عقيده شيعه و معتزله در باب شفاعت و تعريف شفاعت
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٤٦ سوره بقره: «وَاتَّقُواْ يَوْما لاَّ تَجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئا وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ» گويد: «و اين آيت دليل نكند بر قول معتزله كه نفى شفاعت كنند؛ چه آيه مخصوص است به جهودان. و اگر مخصوص نبودى، تخصيص بايستى كردن، على كلّ حال به آياتى كه متضمن اثبات شفاعت است، من قوله: «وَلاَ يَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضَى» [٢] و قوله: «مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ» [٣] و نيز اجماع امت منعقد است بر ثبوت شفاعت. خلاف از ميان ما و معتزله در آن افتاد كه شفاعت در اسقاط مضارّ باشد يا در زياده منافع؟ به نزديك ما حقيقت شفاعت در اسقاط مضارّ بود و به نزديك ايشان در زياده منافع.
[١] روح الجنان، ج ٢، ص ٣١٧ ـ ٣١٨.[٢] انبيا (٢١): آيه ٢٧.[٣] بقره (٢): آيه ٢٥٥.