مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥٥
آراى متكلمان در اثبات يا ابطال احباط
پيش از آنكه ديدگاه متكلمان را در مسئله احباط بررسى كنيم، لازم است نقاط مشترك آنان را در اين موضوع ذكر نماييم، تا روشن گردد كه نقطه اختلاف و بحث برانگيز ميان معتزله از يك سو، و اشاعره و اماميه از سوى ديگر كدام است؟ از اين رو، مى گوييم: گاهى از احباط و تكفير در مورد عمل مؤمن بحث مى شود، و گاهى در مورد عمل كافر و مرتد و منافق. و نيز گاهى منظور از گناه، گناه كبيره است، و گاهى صغيره. و صورتهاى مسئله از اين قرار است: ١. كافر چنانچه ايمان حقيقى بياورد و ايمانش تا لحظه مرگ استمرار يابد، گناه كفر و ديگر گناهانش حبط مى شود و از بين مى رود و اهل بهشت مى گردد. ٢. كسى كه بعد از ايمان كافر شود و با كفر بميرد، ايمان قلبى وى بى خاصيت گشته، اهل دوزخ مى گردد. [١] ٣. مؤمن در صورتى كه مرتكب خطاى صغيره شود و پيش از توبه از دنيا رود، عفو الهى شامل حال او شده، اهل بهشت مى گردد. [٢] ٤. مؤمنى كه گناه كبيره انجام دهد، ولى از آن گناه توبه كند، بازگشت او به بهشت است. همه گروههاى اسلامى فى الجمله در اين چهار صورت اتفاق نظر دارند و اختلاف محسوسى در اين موارد ندارند. اختلاف عمده آنان در اين مورد است كه هر گاه انسان مؤمنى مرتكب گناه كبيره شود و پيش از توبه بميرد. معتزله قائل به
[١] بر چنين كسى در اصطلاح مرتد گفته مى شود و اين بر دو قسم است: فطرى و ملّى. و از نظر فقهى تنها توبه مورد دوم قبول مى گردد، ولى مرتد فطرى كه بر فطرت اسلام متولد و سپس كافر شده است، قتلش واجب است. البته ديدگاه ابوالفتوح در مورد مرتد اين است كه ايمان قبل از كفر وى، ايمان حقيقى نيست؛ بلكه اظهار ايمان است. روض الجنان، ج ٣، ص ٢٠١؛ ج ٩، ص ٢٨٢.[٢] بر خلاف عقيده خوارج كه آنها همه گناهان را كبيره مى دانند و مرتكب آن را كافر مى خوانند.