مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٥
شيخ ابوالفتوح در تعريف ايمان راه سيد مرتضى را پيمود و در جاى جاى تفسير خود به صراحت بر آن پاى فشرد و ديدگاه اصحاب حديث، خوارج و معتزله را به نقد كشيد. مباحث بسيارى به موضوع ايمان مربوط است. زيادت و نقصان ايمان، گفتن ان شاء اللّه در وقتى كه انسان مى گويد: من مؤمنم، احباط و تكفير، فاسق، فرق ايمان با اسلام، خلود فاسق در جهنم و امثال آن، از بحثهاى مربوط به مفهوم ايمان است كه شيخ ابوالفتوح به بعضى از آنها پرداخته است و در اين بخش به آنان خواهيم پرداخت. ايشان همچون سيد مرتضى [١] حقيقت ايمان را همان تصديق به دل دانسته و در اين باره نوشته است: «بدان كه حقيقت ايمان تصديق به دل باشد هم در لغت و هم در شرع و اين لفظ چنان كه در اصل وضع آمد و آن تصديق است، بمانده است... ديگر آنكه خداى عزّوجل هر كجا ايمان گفت در قرآن، به دل باز بست و اضافت با دل كرد؛ چنان كه گفت: «مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤمِنْ قُلُوبُهُمْ...» [٢] و نيز «وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاْءِيمانِ...» [٣] و «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا...» [٤] . ديگر آنكه حق ـ جل جلاله ـ هر كجا ذكر ايمان كرد، عمل صالح به آن مقرون كرد كه «آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ» : اگر عمل صالح از جمله ايمان بودى، اين تكرار لغو بودى... اين جمله دليل است بر آنكه ايمان، تصديق به است. پس خلاف قول معتزليان و حشويان اهل اخبار كه گفتند: ايمان تصديق به دل باشد و اقرار به زبان و عمل به اركان و اخبارى كه در اين باب روايت كرده اند، بعضى مردود است، از آنكه سندش مطعون است و بعضى آحاد است كه ايجاب علم نكند... و بعضى متأوّل است...». [٥]
[١] الذخيرة فى علم الكلام، ص ٥٣٦ ـ ٥٣٧ .[٢] مائده (٥): آيه ٤١.[٣] نحل (١٦): آيه ١٠٦.[٤] حجرات (٤٩): آيه ١٤.[٥] روض الجنان، ج ١، ص ١٠٢ ـ ١٠٣؛ ج ٣، ص ٤١٥. (تأويل حديث «الايمان تصديق بالقلب و اقرار باللسان و...)؛ ج ٤، ص ٤٢٣، ٢٤٠ (كفر، جحود به دل است)؛ ج ٥، ص ٣٢٣، ٤٠٣؛ ج ٦، ص ٣٩١؛ ج ١٠، ص ١٠٢.