مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٠٩
از ايشان تأمل و تدبر در آيات الهى را مى خواهم و آنان به اختيار خود بر كفر خود مى افزايند كه هيچ گاه آن را اراده نكرده ام. [١] از آياتى كه مفهوم جبر از آن فهميده مى شود، آيه «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً * إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ» [٢] است. شيخ ابوالفتوح در توضيح آن چندين وجه آورده و توجيه فرّا [٣] را پذيرفته است. وى به نقل از فرّا مى نويسد: «فرّا گفت: معنى آن است كه مگو كه من چيزى خواهم كردن فردا، الاّ آنچه خداى خواهد و خدا نخواهد، الاّ طاعت... ؛ يعنى جز بر نيت طاعت عزم مكن... . وجهى دگر آن است كه ابوعلى جبايى گفت. براى آن فرمود: «إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ» تا مردم ايمن باشند از آنكه دروغ نيست آنچه مى گويند؛ چه اگر مطلق گويد، ايمن نباشد كه مانعى از موانع پيدا شود و آن خبر دروغ بود...». [٤] از آياتى كه شيخ ابوالفتوح در رد مجبره آورده و معتقد است كه هيچ گاه مشيت الهى بر كفر و معصيت تعلق نگرفته، آيه «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ» [٥] است؛ زيرا اين آيه به تصريح تمام متفكران اسلامى، از آيات محكم قرآن و مطابق ادله عقل است. [٦] وى در تفسير آيه «وَ ما تَشاؤنَ إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ» [٧] مى نويسد: «مجبّران را به اين آيه تمسكى نيست؛ براى آنكه مشيت، هم از ما و هم از خدا متعلق نيست به چيزى؛ لابد تعليق بايد كردن آن را به چيزى تا آيت معنى دار شود...
[١] روض الجنان، ج ١٢، ص ٢٢٥.[٢] كهف (١٨): آيه ٢٣ و ٢٤.[٣] در كتب تراجم از چند نفر با نام فرّا ياد شده است، ولى معروف ترين آنها يكى يحيى بن زياد معروف به فرّاى نحوى است كه كتابى در معانى قرآن دارد. وى در سال ٢٠٧ق درگذشت و به احتمال بسيار مقصود شيخ ابوالفتوح، همين شخص است؛ ديگرى ابراهيم بن موسى، استاد بخارى و مسلم است كه محدث بوده است. ر.ك: سير اعلام النبلاء، ج ٩، ٤٠٨؛ ج ٨، ص ٤٣٤.[٤] روض الجنان، ج ١٢، ص ٣٣٧ ـ ٣٣٨.[٥] ذاريات (٥١): آيه ٥٦.[٦] روض الجنان، ج ١٨، ص ١١٥ ـ ١١٦.[٧] تكوير (٨١): آيه ٢٩.