مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٥٤
بوده، سخن گفته شده و در ادامه همين آيه آمده است: «پس مشتى بزد قبطى را موسى عليه السلام پس بكشت او را». [١] و به دنبال آن سخن موسى مذكور افتاده است كه از پشيمانى او از اين كار حكايت دارد و نقش اهريمن را در اين ماجرا ترسيم مى كند: « «قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ» ؛ گفت موسى: اين از كردار ديو است، به درستى كه او دشمنى است گمراه كننده هويدا». [٢] در اينجا پرسشى پيش مى آيد كه از مفسّر توقع مى رود به آن پاسخ گويد. پرسش اين است: با توجه به آيه كه مى گويد مشت را موسى زده است، معناى سخن موسى كه كار خود را كار شيطان دانسته است و انگشت اتهام را به سوى اهريمن نشانه رفته است، چيست؟ ابوالفتوح به اين پرسش چنين پاسخ مى گويد: «چون مرد كشته شد، موسى عليه السلام بترسيد و پشيمان شد و گفت: كشتن اين قبطى بى قصد و اختيار من از عمل شيطان بود [يعنى من قصد كشتن او را نداشتم و به اين قصد او را مضروب نكردم]؛ اغرا و اغواى او بود، كه شيطان دشمنى است اضلال كننده آشكارا». [٣] يعنى شيطان با مضاعف كردن غضب و بر افروختن شعله خشم من از راه وسوسه و اغرا و اغوا، كارى كرد كه ضربه مشت من با نيروى تمام نواخته شود و به زندگى قبطى پايان دهد.
١٣. محدوديّت نفوذ شيطان در انسان
در آيه ٢٢ سوره ابراهيم آمده است كه شيطان پس از پايان داورى الهى در عرصه محشر ضمن گفت و گويى با پيروانش به آنان مى گويد:
[١] روض الجنان، ج ١٥، ص ٩١.[٢] همان.[٣] همان، ص ١١٠.