مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٨
موردى است كه مؤمن، مرتكب كبيره شده است. ابوالفتوح در چند جاى تفسيرش آن را مردود ساخته است. وى در مورد آيات احباط چنين دسته بندى نموده است كه برخى از آنها مربوط به كفار و منافقان است كه احباط در آنها را به نفى وقوع عمل معنى مى كند و ما برخى از آن را آورديم و به برخى ديگر نيز اشاره خواهيم كرد. بخشى ديگر از آيات، درباره حبط عمل مؤمن مرتكب كبيره است كه هر يك از آنها را در جايگاه خود تفسير كرده است و كلمه حبط را در آنجا به گونه اى تأويل مى نمايد كه با حكم عقل و صريح نقل سازگار باشد.
ديدگاه وى در مورد كفر و ارتداد
در مورد كفر و ارتداد، كه يكى از موارد احباط به قول معتزله است، شيخ ابوالفتوح در چند جا بر اين دعوى به سختى مى تازد. ١. در مورد آيه «وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ» [١] گويد: «بدان كه ارتداد مؤمن به نزديك ما درست نبود؛ براى آنكه اجماع است كه به ايمان استحقاق ثواب ابد بود و بر كفر عقاب ابد بود، و جمع از ميان ايشان در حق يك شخص متعذر بود؛ براى آنكه صحت استحقاق، تبع صحت وصول است و چون وصول صحيح نبود، استحقاق متصور نبود، مگر آنكه احباط گويند كه كفر او ايمانش را محبط كرد، يا ايمان او عقاب كفرش را محبط كرد. و چون احباط درست نيست، بنا كردن بر او درست نباشد. و تأويل ارتداد در آيت، برگرديدن باشد از ظاهر اسلام، نه از ايمان؛ چه اين دليل مانع است از او». [٢] ٢. در مورد آيه «... قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ» [٣] مى گويد:
[١] بقره (٢): آيه ٢٢١.[٢] روض الجنان، ج ٣، ص ٢٠١ ـ ٢٠٢.[٣] توبه (٩): آيه ٦٦.