مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨٨
محض الإيمان محضاً أو محض الكفر محضاً؛ گفت: مؤمنى محض و كافرى محض. و دليل بر اين قوله تعالى عقيب هذه الآية: «حَتّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ...» و فتح يأجوج و مأجوج، در وقت رجعت باشد؛ براى آنكه عقيب يأجوج و مأجوج، صاحب الزّمان عليه السلام، كه مهدىّ اُمّت است، برون آيد و رجعت براى او باشد. ... حذَيفة بن اليمان گفت كه: رسول عليه السلام گفت: اوّل آيتى و علامتى از علامات آخر زمان، خروج دَجّال بود، آن گه خروج دابّة الارض، آن گه خروج يأجوج و مأجوج، آن گه عيسى عليه السلام از آسمان فرود آيد و اين عِندَ خُروج مَهدىّ باشد...». در ضمن تفسير آيه شريف «وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ» [١] نوشته است: «در اخبار ما آمد كه: از علامت خروج مهدى، خَسْفى باشد به مشرق و يكى به مغرب و يكى به بَيْداء و از علامت خروج او، خروج سُفيانى است كه در اين خبر و اين رايت هُدا كه گفت از كوفه به در آيد، جز رايت مهدىّ عليه السلام نباشد، على ما جاءَ فى الأخبار».
٩. ختم خلافت با صاحب الزَّمان عليه السلام
در تفسير آيه كريم: «وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ...» [٢] مى نويسد: «بعضى دگر گفتند: خطاب با اُمّت رسول ماست عليه السلام كه ايشان را خليفه ساير اُمَم كرد و شرع همه پيغامبران به شرعِ او منسوخ كرد تا پيغامبرشان خليفه بود از همه پيغامبران، يعنى آخرين انبيا بود، و وصىّ و خليفه او خاتم الأوصياء بود، و ائمّه فرزندان او خَلَفاً عَنْ سَلَف آخر خلفا بودند؛ تا چنان كه بدايت ملك زمين به خلافت كرد، ختم هم به خلافت باشد. بدايت به خلافت آدم كه: «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ
[١] انعام (٦): آيه ١٥٨.[٢] انبيا (٢١): آيات ٩٥ و ٩٦.[٣] سبأ (٣٤): آيه ٥١.[٤] انعام (٦): آيه ١٦٥.[٥] بقره (٢): آيه ٣٠.[٦] نور (٢٤): آيه ٥٥.