مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٧
در حق او احداث باشد. چنين است كه ما شرح داديم و اين روشن است آن را كه تأمل كند». [١] خلاصه آنكه اشاعره گويند: انسان هرچه طاعت و معصيت مى كند، آن را خداى تعالى به دست او جارى كرده است جبرا و بنده آن را كسب مى كند. اشاعره معنى كسب را ندانسته اند؛ چون بهترين تعريف كسب آن است كه مؤلف گفته است: تو كه كننده كارى آنكه به قدرت تو باشد، كسب است و آنكه به قدرت خدا باشد، خود عمل است. ابوالفتوح جواب مى دهد: آنچه به قدرت بنده است، آيا احداث فعل است يا كسب فعل؟ اگر احداث فعل به قدرت انسان است كه اين عقيده ماست و اگر گويند كسب آن است كه كسب فعل به قدرت باشد، اين تعريف ناقص است؛ چون كسب را به كسب تعريف كرده است و اين دور و مصادره به مطلوب باشد.
قضا و قدر
قَدَريّه همان جبريّه اند
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٥١ سوره قمر: «وَمَا أَمْرُنَا إِلاَّ وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» گويد: «و در اين آيت، مجبره را تمسك نيست؛ براى آنكه خلاف نيست كه افعال خداى تعالى به قَدَرِ او باشد و به قضاى او. خلاف در افعال ما است كه افعال ما آنچه به فرمان اوست، نه به قَدَرِ او است.
[١] روح الجنان، ج ١، ص ٢٣٦ ـ ٢٣٧.