مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٣
مقبول نبود و اين دليل است بر بطلان تقليد». [١] همو در تفسير آيه هاى ٥٥ و ٥٦ سوره انبيا: «قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِينَ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِى ضَلالٍ مُّبِينٍ» گويد: «گفتند ما پدران خود را يافتيم كه ايشان را مى پرستيدند. گفت: شما و پدران شما به عبادت اصنام در ضلالت و گمراهى بوديد و اين دليل است بر بطلان تقليد كه ايشان را چون ابراهيم پرسيد كه به چه جهت اين بتان را مى پرستيد؟ هيچ حجت نداشتند، جز آنكه گفتند: ما پدران خود را بر اين يافتيم. او گفت: شما و پدران شما بر ضلالت بوده ايد. سخن ايشان منقطع شد و هيچ نتوانستند گفتن، جز آنكه استبعاد كردند». [٢]
ضرورت اقامه برهان براى معرفت الهى
ابوالفتوح رازى معتقد است كه در شناخت و معرفت الهى اقامه برهان و استدلال، لازم است؛ چون معارف، ضرورى نيستند؛ چنان كه در تفسير آيه ٧٧ سوره انعام: «فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّى فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الافِلِينَ» گويد: «و در آيه دليل است بر آنكه معارف، ضرورى نيست؛ چه اگر ضرورى بودى، ابراهيم عليه السلام به بدايت كار به هيچ حال شاك نبودى در معرفت خداى و محتاج نبودى به آنكه معرفت به نظر و استدلال استخراج كند». [٣]
ردّ نظريّه اصحاب معارف
ابوالفتوح رازى اعتقاد آنها را كه معارف را ضرورى مى دانند، باطل دانسته، در تفسير آيه ٧٢ سوره قصص: «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ
[١] روح الجنان، ج ٨، ص ١٢.[٢] همان، ج ٨، ص ٢٧ .[٣] همان، ج ٤، ص ٤٧١.