مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٩
بحث بسيار مفصلى ـ در حدود ٢٨ صفحه ـ درباره رؤيت الهى كرده و روايتى طولانى كه مثبت رؤيت است، از كتاب العرايس فى المجالس و يواقيت التيجان فى قصص القرآن نوشته ثعلبى آورده و به نقد آن پرداخته كه ما از نقل آن صرف نظر مى كنيم و خوانندگان را به كتاب ارجاع مى دهيم. [١] شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً» [٢] مى نويسد: «اما تمسك مشبهه و اشاعره به اين آيت در باب رؤيت وجهى ندارد؛ براى آنكه ذكر كرديم كه منظور ملاقات و لقا رؤيت نباشد... . دگر آنكه اين طعن بر مثبتان رؤيت متوجه تر است از آنكه بر نفات رؤيت؛ براى آنكه خداوند حكايت كرد از كافران و فرمود كه كافران رؤيت خدا روا داشتند [كه نشانه نزديكى عقايد مثبتان رؤيت به عقايد كافران است]...». [٣] يكى از آياتى كه اشاعره بسيار به آن تمسك كرده و دليل خويش بر حقانيت عقيده خود مى دانند، آيه «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ» [٤] است. شيخ ابوالفتوح در نقد ديدگاه آنان مى نويسد: «نظر در كلام عرب معانى متفاوتى دارد: به معناى تقليب حدقه، به معنى انتظار، به معنى مقابله، به معنى رحمت و به معنى فكر و انديشه آيد و هيچ يك از وجوه به معناى رؤيت نيست... دليل ديگر آن است كه نظر متنوع شود و رؤيت متنوع نشود... ديگر آنكه نظر سبب رؤيت باشد و شى سبب نفس خود نباشد... و نظر در اينجا به معنى انتظار است... و نظر به معنى انتظار در قرآن بسيار است... دگر آنكه رؤيت چون از نظر باشد، الاّ به انفصال شعاع نباشد و اتصال به مرئى و اين متأتى نبود، الاّ با
[١] روض الجنان، ج ٨، ص ٣٧٦ ـ ٤٠٣.[٢] فرقان (٢٥): آيه ٢١.[٣] روض الجنان ج ١٤، ص ٢٠٩ ـ ٢١٠.[٤] قيامت (٧٥): آيات ٢٢ ـ ٢٣.