مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٤٥
ذيل آيه ٢٢ سوره ابراهيم: «وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ... ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ...» ؛ «گويد ابليس چون گزارده شود كار: خداى وعده داد شما را وعده اى درست، و من وعده دادم شما را و خلاف كردم...، من نيستم فريادرس شما، و شما نيستى فريادرس من، من كافر شدم به آنچه انباز كردى مرا از پيش...». [١] مؤلف روض الجنان مى نويسد: «چون كار گزارده شود و ميان مردمان حكم بكنند و اهل بهشت را به بهشت برند و اهل دوزخ را به دوزخ برند...، منبرى از آتش در دوزخ بنهند، ابليس بر آن منبر شود و كافران و اهل دوزخ در زير منبر او بنشينند و او را ملامت كردن گيرند در آن اضلال و اِغوا كه او كرده باشد. او گويد:...من فرياد شما نرسم، و شما نيز فرياد من نرسى؛ چه هر يكى از ما به جرم خود گرفتار است. من به دعوت و شما به اجابت...، من كافرم امروز به آن شرك كه به من آوردى و مرا شريك خداى گفتى، شما در دنيا به من ايمان داشتى، و من امروز به ايمان شما كافرم». [٢] ذيل قسمت اخير آيه ٢٩ سوره فرقان: «وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلاْءِنْسانِ خَذُولاً» آورده است: «و شيطان آدمى را مخذول كننده است و رها كننده، از راه راستش به گمراهى برد، آن گه در راهش رها كند...خذولاً، او فعول است به معنى فاعل، بناى مبالغه». [٣] در كژ راهه اى كه اهريمن مى رود، با نيرنگ و وسوسه ديگران را مى برد، آن گاه در نيمه راه گمراهى تنهاشان مى گذارد.
[١] روض الجنان، ج ١١، ص ٢٥٨ ـ ٢٥٧.[٢] همان، ج ١١، ص ٢٦٦ ـ ٢٦٧.[٣] همان، ج ١٤، ص ٢١٦.