مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٥٧
مخلص دعوت او را اجابت نكنند و او را متابعت نكنند». [١] در آيه ٣٨ سوره عنكبوت از هلاكت عاد و ثمود سخن رفته و در ادامه آيه آمده است: «وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ» ؛ «و بياراست ايشان را ديو عملهاشان، باز داشت ايشان را از راه و بودند طلب بصيرت كننده». [٢] ابوالفتوح بار ديگر براى نفى و ردّ جبرى گرى و اثبات اختيار و آزادى و انسان در اعمالش فرصت را مغتنم مى شمارد و مى نويسد: «اعمال ايشان بياراست شيطان براى ايشان از كفر و فسق، و اين دليل بطلان قول مُجَبِّره است در اضافت آن با خداى تعالى و ايشان را منع كرد از راه حق، ايشان راه نمى يابند از آن جا كه نظر تفكّر نمى كنند، با آنكه ايشان عاقلان و مميّزان و مستبصران اند. خللى كه افتاد ايشان را از اهمال و اغفال در نظر افتاد، نه از خلل عقل و بصيرت. مجاهد و قتاده گفتند معنى آن است كه ايشان مستبصر بودند در كفر و ضلالت، و به آن مُعجب بودند، و باطل به صورت حق به خود نمودند». [٣]
١٤. شيطان و رخنه در آسمان
«وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنّاها لِلنّاظِرِينَ * وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ * إِلاّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ» ؛ [٤] «كرديم ما در آسمانها برجها و بياراستيم آن را براى نگرندگان. نگاه داشتيم آن را از هر ديوى رانده، الاّ آنكه بدزدد سمع را از پى او برود ستاره اى روشن». [٥] مؤلف روض الجنان در ذيل اين آيات درباره موضوع مورد بحث به گزارش روايات توجّه كرده است. او در باب ممنوع نبودن اهريمنان از ورود به آسمانها در
[١] روض الجنان، ج ١٢، ص ٢٤٨.[٢] همان، ج ١٥، ص ٢٠٣.[٣] همان، ص ٢٠٨.[٤] حجر (١٥): آيات ١٦ ـ ١٨.[٥] روض الجنان، ج ١١، ص ٣٠٣.