مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٠٠
بخش دوم:
آيات مربوط به فضايل اختصاصى على عليه السلام
١. بى مبالاتى امام على به مرگ
در تفسير آيه: «فَتَمَنَّوْا الْمَوْتَ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ» [١] ؛ پس اگر راست مى گوييد آرزوى مرگ كنيد، آمده است، «هركس قاطع بشد بر آنكه از اهل بهشت است، به هر حال تمنا كند كه از سراى محنت و تكليف تحويل كند به بهشت و نيز آن كس كه دوست خداى باشد، همه تمناى او آن بود كه با جوار خداى شود كه دوست به نزديك دوست بيارامد؛ چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مرگ مبالات نمى كرد و مى گفتى: به خدا كه باز نگيرم اگر من بر مرگ اوفتم يا برمن مرگ اوفتد و هر وقت كه دلش تنگ شدى از قوم، محاسن خود به دست گرفتى و گفتى: چه انتظار مى كند كه آن شقى ترين است كه خضاب كند اين محاسن سپيد را از خون و مانند اين اخبار كه از او روايت كرده اند» [٢] .
٢. گواهى على معادل گواهى هفت قرشى
«وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» [٣] ؛ و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد. در تفسير آيه فوق، ابوالفتوح رازى فضيلت ديگرى را براى على عليه السلام نقل مى كند: «يك روز اميرالمؤمنين نشسته بود در مسجد كوفه. عبداللّه بن قفل اليتمى
[١] بقره (٢): آيه ١٩٤.[٢] روض الجنان، ج ٢، ص ٥٩.[٣] بقره (٢): ١٤٣.