مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٠
حال آنان را در قرآن به دروغ و خيانت و خلف وعده بيان كرده است. ابوالفتوح بعد از نقل روايات گويد: اگر حسن بصرى اين روايت را صحيح دانسته است، براى آن است كه با مذهبش در باب مرتكب كبيره همخوان است (و شايد اگر مذهبش مثل مقاتل بود، روايت بر حسن بصرى نيز عظيم مى آمد). حسن قائل است كه فاسق منافق است و اين مذهب درست نيست؛ زيرا شأن نزول روايت چيزى غير از اين است كه حسن بصرى فهميده است. [١] از مباحث مربوط به بحث ايمان اين است كه آيا ايمان كم و زياد مى شود؟ حنفيان و ماتريديان زيادت و نقصان ايمان را نمى پذيرند و ايمان را قابل كاهش و ازدياد نمى دانند. ولى گويا فرقه ديگرى با آنان همسو نيست و اصحاب حديث و اشاعره و تمامى شيعيان، ايمان را قابل ازدياد و نقصان مى دانند. شيخ ابوالفتوح نيز به اين مسئله اشاره مى كند و مى نويسد: «اما كلام در زيادت و نقصان ايمان: سلف برآن اند كه ايمان زيادت و نقصان پذيرد و از صحابه روايت كرده اند كه...: لو وزن ايمان علىّ بايمان اهل الارض لَرَجَحَ ايمان على ، و مثل اين، عمر خطاب گفت در حق ابوبكر صديق... و از تابعين اين حديثها روايت كرده اند و حقيقت او آن است كه آنچه زيادت گردد از ايمان، ادلّه و طرايق آن باشد... اما آنكه ايمانى باشد ناقص، اين نه براى آنكه ايمان عبارت است از جمله توحيد و عدل و نبوت و امامت و وعد و وعيد كه تا مجتمع نبود، ايمان نخوانند آن را. پس بعضى از علوم ايمان نباشد و اگر چه علم باشد». [٢] سيد مرتضى در رساله جوابات المسائل الطبريّه در مسئله يازدهم گويد: متكلمان گويند: «اصول دين پنج تاست: توحيد، عدل، وعد و وعيد، منزلة بين منزلتين و امر به
[١] روض الجنان، ج ١، ص ١٣١ ـ ١٣٤.[٢] همان، ج ١٠، ص ٨٤ ـ ٨٥ .