مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٧
علما گفتند: طريق وجود انكار منكر، عقل است؛ براى آنكه چون كراهتش واجب باشد، منع از او واجب باشد، و الاّ تاركش به منزله راضى باشد به منكر. و مذهب ما آن است كه طريق وجوبش سمع است و اجماع امت. و امر به معروف و نهى منكر به سه مرتبه باشد: باليد و اللسان و القلب، به دست و زبان و دل. اگر ممكن باشد به هر سه بكند: هم به دست هم به دِل هم به زبان. اگر به دست نتواند، به زبان. اگر به زبان نتواند، به دل منكِر باشد فعل منكَر را و ترك معروف را. اگر گويند: استعمال سلاح در اين باب روا باشد؟ گوييم: اگر حاجت باشد، جز كه اين نوع به دستورى امام شايد كردن به نزديك ما، و به نزديك مخالفان بى اذن امام روا باشد. ابوالقاسم بلخى گفت: عند وجود امام، بى دستورى امام نشايد، الاّ عند الضروره، فامّا عند عدم الامام روا باشد ـ واللّه اعلم. بدان كه امر به معروف و نهى منكر از فروع ابواب امامت است و ابواب امامت از اصول دين است و اخلال به او روا نباشد...». [١] بحمدللّه كه اين سربسته اسرارتمام از فيض ارباب وفا شد به صورت هر كه يكره ديد در وىاگر بيگانه بود او آشنا شد درو از روى معنى گر نظر كرددرونش مخزن سِرّ خدا شد
[١] روح الجنان، ج ٣، ص ١٤١.