مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٧
ماهو عليه فى ذاته است كه مؤثر است در مخالفت او ساير ذوات را و هم او اثر كردى در مماثلت، اگر مثلى بودى او را، مماثلت هم به آن كردى ـ تعالى عن ذلك علوا كبيرا ـ و همچنين مضادّه اگر ضدّى بودى او را، به اين صفت كردى. پس آن هر سه قسم داخل است در اين. و تحقيق در توحيد آن است كه او ذاتى است كه در صفتِ الهيّت، به اين معنى كه گفتيم، مشاركت ندارد. پس در اين دو فايده بود: يكى اثبات او؛ ديگر نفى امثال و اشكال از او، تا آيه دليل بود بر بطلان قول ملحدان و ثنويان و ترسايان و صابئان و مشبّهان. آيه دوم: «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالارْضِ» . در اين آيه هفت دليل ذكر كرد بر وحدانيّت خود: اول: خلق آسمان و زمين؛ دوم: اختلاف شب و روز؛ سوم: كشتى در دريا؛ چهارم: بارانِ زمين زنده كننده؛ پنجم: انواع جانوران زمين؛ ششم: گردانيدن بادها؛ هفتم: ابر مسخّر از ميان آسمان و زمين. و هر يكى دليلى، بلكه دليلهاست بر وجود و وحدانيّت قديم (جل جلاله) و هر يكى نعمتى بل نعمتهاست از خداى (جل جلاله) ... [ابوالفتوح رازى به توضيح هريك از آنها مى پردازد، سپس مى گويد:] وجه دلالت از [اين اختلاف] آنكه چون ما نظر كنيم در اختلاف احوال [جهان] ما را دليل باشد بر حدوث او [عالم]. و حدوث او ما را دلالت باشد در احتياج او به محدِثى قادر [١] ؛ چه از عاجز، فعل درست نيايد و عالم، چه از جاهل فعل به اين اِحكام و اتقان درست نيايد و همچنين
[١] يعنى متكلمان متقدم معتقدند كه خداوند خالقِ اصول نعمتهاست؛ از قبيل: حيات، قدرت، شهوت، نفرت و كمال عقل.[٢] متكلمان معتقدند كه هر چيزى غير از صفات عارض، صفتى دارد كه ذات اوست. اين همان است كه حكما به آن ماهيت به معنى اعم گويند. اگر دو چيز مثل هم باشند، در صفت ذات مشترك اند و اگر ضدّ هم باشند، در صفت ذات، مباين يكديگر هستند.[٣] متكلمان متقدم اسلامى معتقدند كه علت احتياج اشيا به واجب تعالى حدوث آنهاست و محققان از متكلمان متأخر از قبيل خواجه نصيرالدين طوسى و علامه حلى و... مى گويند كه علت احتياج موجودات به ذات حق، امكان آنهاست و در اين باب موافقت با حكما كرده اند.[٤] روح الجنان، ج ١، ص ٣٩٩ ـ ٤٠٥ .[٥] همان، ج ٩، ص ٣٧٩.