مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢٠
كسى كه روا دارد كه گويد خداى تعالى با موسى عليه السلام بر كوه طور در عهد موسى سخن گفت به كلامى قديم، چون كلام را تعليق كرد بدين سه چيز از وقت و جاى و شخص، و اين هر سه پيش از كلام خداى باشند آنكه در وجود مقدم بود بر كلام از اين سه چيز محدث باشد و كلام كه پس از آن باشد به مدتها قديم، عجب قولى باشد». [١] يكى از آياتى كه مخالفان بر آن بر قدم قرآن تمسك كرده اند، آيه يازدهم سوره فصلت است. خدا در اين آيه مى فرمايد كه ما در زمان خلق جهان به آسمان و زمين گفتيم بياييد و آنان گفتند كه در حال اطاعت آمديم. جبريه قائل اند اين آيه، كه خبر از ابتداى خلقت عالم مى دهد، دليل بر قدم قرآن است و نشانه اينكه اين الفاظ در همان زمان نيز به كار رفته اند. شيخ ابوالفتوح رازى در جواب آنها گويد كه اين بر طريق مجاز گفته شده و بر نحو حقيقت آسمان و زمين نگفتند ما آمديم. شايد منظور شيخ ابوالفتوح اين باشد كه هنوز چيزى به نام آسمان نبود تا بگويد كه آمدم و بعد از اينكه خداوند فرمود بياييد، آنان به وجود آمدند؛ همچنان كه در ادامه مى فرمايد: «چون وجود آن عند ارادت در اسرع مدت بود تشبيه كرد آن را به بنده اى كه اطاعت پذير است». [٢] ايشان آيه «فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ» [٣] را يكى ديگر از دلايل قرآنى دال بر محدث بودن قرآن دانسته و معتقد است كه اگر قرآن قديم باشد نبايد عبارت «فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ» را بياورد كه نشانه حدوث اين آيات از قرآن است. [٤] از آياتى كه به صراحت حدوث قرآن را مى رساند، آيه «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتّى يَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ» [٥] است كه در ديدگاه ابوالفتوح كلام خدا يعنى همين اصوات و حروف كه از زبان پيامبر شنيده مى شود و اين حرف و اصوات به سمع
[١] روض الجنان، ج ٦، ص ١٩٦ ـ ١٩٧.[٢] همان، ج ٧، ص ٣٣٣.[٣] اعراف (٧): آيه ١٨٥.[٤] روض الجنان، ج ٩، ص ٣١.[٥] توبه (٩): آيه ٦.