مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٥
فرّا گفت: وعدته بالخير و الشّر، لفظ وعد، چون مقيد باشد به خير يا به شر، صالح بود هر دو را؛ اما چون مطلق باشد، وعدْ در خير باشد و وعيدْ در شر». [١] متكلمان محقق معتقدند وعيد الهى در مورد كفار، حتمى است، لكن در خصوص مؤمنانى كه مرتكب كباير شده اند، اين حكم جارى نيست؛ چون ممكن است كه اين گروه مشمول عفو الهى شوند. معتزله معتقدند كه وفاى به وعيد واجب است؛ حتى براى مرتكبان كبايرى كه بدون توبه از دنيا رفته باشند و جهت اثبات مدعاى خويش به آيه ١٢٣ سوره نساء تمسك جسته اند. ابوالفتوح رازى در تفسير اين آيه: «مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا» مى گويد: «اما تعلق معتزله به اين آيت كه: «مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ» ؛ هر كه كار بد كند او را جزا كنند، دُرُست نباشد؛ براى آنكه بيان كرديم كه عموم را صيغتى مخصوص نيست كه در خصوص مستعمل نباشد و چون ايشان اخراج كنند از آيت، تائب را و صاحب صغيره را، شايد كه ما اخراج كنيم از عموم آيت آن را كه عفو متناول باشد او را». [٢]
ثواب و عقاب
تعريف ثواب: ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٨٨ سوره مائده: «فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ» گويد: «در اصطلاح اهل كلام، ثواب نفعى باشد مستحق، مقرون با تعظيم و تبجيل». [٣] صفات ثواب و عقاب: همو در تفسير آيه ٢٧ سوره عنكبوت: «وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِى
[١] روح الجنان، ج ٤، ص ١٣٦.[٢] همان، ص ٢٢.[٣] همان، ص ٣٠٨ .