مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٧
و امر به اراده امر شود و نهى به كراهت». [١] و نيز در تفسير آيه ٣١ سوره محمد صلى الله عليه و آله: «ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ» گويد: «و در آيت دليل است بر آنكه خداى تعالى مريد طاعت است و كاره معاصى كه كافران برعكس آن متابعت آن كردند كه خداى از آن به خشم آيد و آن كفر و معاصى است به اتفاق و كاره بودند رضاى خداى را و رضاى او متعلق است به ايمان و طاعات». [٢]
اختيار همه انسانها در افعال
اماميه و عدليه معتقدند كه هر انسانى فاعل افعال خويش است و به همين سبب، در برابر افعالش ثواب و يا عقاب مى بيند. ابوالفتوح رازى نيز همين عقيده را دارد؛ چنان كه در تفسير آيه ٣٣ سوره مائده: «إِنِّى أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِى وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ» گويد: «... «أَن تَبُوءَ» . باءَ بكذا اذا رَجَعَ به... . گفت من تو را نكشم كه مى خواهم كه تو بازگردى از من به گناه من و گناهِ خودت. بيشتر مفسران تفسير رجع بر اين دادند كه به گناه من يعنى گناه كشتن من و گناه تو؛ يعنى آن گناه كه براى آن قربان تو قبول نكردند و آن نفاق و مخالفت فرمان خداى بود و ترك رضا به حكم او و اين قولى سديد و معتمد است.... و مجاهد گفت: در روايت ابن نجيح كه مراد آن است كه به گناهى كه من كرده ام و گناهى كه تو كرده اى، گفت براى آنكه چون كسى ، كسى را بكشد به قيامت، گناهان مقتول بر قاتل نهند. و اين قول معتمد نيست؛ براى آنكه خلاف ادله عقل است و
[١] روح الجنان، ج ٩، ص ٤٦١.[٢] همان، ج ١٠، ص ١٩٤.