مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٩
فى النار، و محال است كه خلود در دوزخ در وجود آيد. الا شيئاً بعد شى ء، براى آنكه آنچه در وجود آيد متناهى باشد، و ما لا يتناهى در وجود محال است. به اين جمله معلوم شد كه آنچه اصحاب وعيد گفتند كه: جزا موجود باشد و ناموجود را جزا نگويند صحيح نيست». ان شاء اللّه به ديدگاههاى مذاهب مختلف در باب ايمان در بحث ايمان بيشتر خواهيم پرداخت. شيخ ابوالفتوح رازى از كتاب فصيح الخطب [١] نقل مى كند كه روزى حضرت امير بر منبر كوفه فرمود: «سلونى قبل أن تفقدونى فان العلم يفيض بين جنبى فيضا». در همين هنگام ابن الكواء گفت: اين ادعا را هيچ پيامبر و وصى نكرده است. سپس چند سؤال مى كند و حضرت به آنها جواب مى دهد. [٢] آخرين سؤال اين است كه منظور از آيه «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالاً» [٣] كدام طايفه هستند؟ حضرت امير در جواب مى فرمايد: أهل حروراء؛ يعنى خارجيان. گفتنى است ابن كواء يكى از پيشوايان خوارج در حروراء بود. [٤] اگر اين روايت صحيح باشد، حضرت امير از ظهور خوارج خبر داده و به كنايه به ابن كواء فهمانده كه تو نيز يكى از مصاديق «أخسرين أعمالاً» خواهى بود. شيخ ابوالفتوح در روايت ديگرى به نقل از حضرت امير، خوارج را مصداق آيه «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا» دانسته، نقل مى كند كه حضرت امير به ابن كوّاء فرمود: «مراد حروراءاند و تو و اصحاب تو از ايشان هستيد». [٥]
[١] نام اين كتاب را در الذريعه نيز نيافتيم.[٢] اين جوابها و سؤالها در احتجاج طبرسى، ص ٣٣٨ ـ ٣٤٠ و ٣٨٧ ـ ٣٨٨ آمده است.[٣] كهف (١٨): آيه ١٠٣.[٤] ر.ك: دايرة المعارف بزرگ اسلامى، مدخل «ابن كوّاء»، ج ٤، ص ٥٢٨ ـ ٥٣٠ .[٥] روض الجنان، ج ١٣، ص ٤٥.