مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٣
حوالت داد...». [١] در آيه «وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ...» [٢] نيز به تقدير بحث جبر پرداخته و فكر جبر را بر گرفته از انديشه مشركان مى داند و مى گويد: «حق تعالى در اين آيه بيان كرد كه مشركان چگونه جبر گفتند. مشرك كه جبر گويد مع كفره قدرى باشد...». [٣] ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ» [٤] بيشتر از قبل به قدريّه ـ كه در تفسير وى همان جبريه هستند ـ ايراد وارد مى كند و مى نويسد: «خدا حكايت جبر كرد از مشركان و باز نمود كه اين مَثَل در حق ايشان محقق است كه مع كفره قدرى..... نگر كه مجبران چگونه اقتباس كردند مذهب جبر را از مشركان. و مشركان قديم تراند از ايشان؛ براى اينكه شرك بيشتر از جبر بود. در قرآن شرك و جبر به يك جاى بوده است. اين جماعت جبر گرفتند و شرك نيز رها نكردند. آن جا كه اثبات قدما كردند با او...». [٥] صاحب تفسير ابوالفتوح در مجلّدات پايانى كتاب با صراحت بيشترى به مسائل مى پردازد و در بيان آيه «إِنّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ * وَما أَمْرُنا إِلاّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» [٦] مى نويسد: «در اين آيه، مجبّره را تمسك نيست؛ براى آنكه خلاف نيست كه افعال خداى تعالى به قدر او باشد و به قضاى او. خلاف در افعال ماست كه افعال ما آنچه نه به فرمان اوست، نه به قَدَر اوست. ايشان گفتند: خير و شر و كفر ايمان به قدر اوست.
[١] روض الجنان، ج ٨، ص ١٤٤.[٢] نحل (١٦): آيه ٣٥.[٣] روض الجنان، ج ١٢، ص ٣٢؛ ج ١٧، ص ٥٨ .[٤] زخرف (٤٣): آيه ٢٠.[٥] روض الجنان، ج ١٧، ص ١٥٩.[٦] قمر (٥٤): آيات ٤٩ ـ ٥٠ .