مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٢
«بدان كه اين آيه از آيات متشابه قرآن است... و مجبّره به اين آيه براى تأييد ديدگاه خويش تمسك كرده اند، ولى در اين آيه وجوهى از تأويل هست كه ديدگاه مجبّره را ردّ مى نمايد: ١. ختم در كلام عرب به معناى گواه است... و معنى آيه اين است كه: خداوند متعال گواهى دهد از دلهاى ايشان كه... قبول حق نمى كنند . ٢. ختم به معناى علامت است... و معنى آيه آن باشد كه خداى تعالى بر دلهاى كافران علامتى نهد كه فرشتگان ايشان را به آن علامت شناسند.... ٣. منظور اصرار ايشان بر كفر باشد و خداوند به خاطر قطع طمع رسول عليه السلام از ايمان ايشان اين آيه فرستاد. چون عرب در تشبيه مبالغه كند، حرف تشبيه مى آورد؛ مثل هو أسد و چون اينان نخواهند شنيدن و ديدن و دانستن، مثل كسى مى مانند كه بر دل و چشم و گوش مهر دارد و مانند اين تأويل گوييم در قوله تعالى: «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ...» [١] ... . معلوم است به ضرورت كه اين جمله مجاز است بر سبيل مبالغه...». [٢] شيخ ابوالفتوح آيه «...وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ» [٣] را دليل بطلان قول مجبره دانسته و معتقد است كه در اين آيه خداوند به صراحت معاصى را از خود نفى كرده و با عبارت «وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ» آن را نشان داده است. [٤] از آيات ديگر قرآن، كه به صراحت ردى بر قول مجبّره است، آيات ٦٢ تا ٦٥ سوره نساء است. خدا در اين آيات متذكر مى شود كه مصيبتهايى كه مى بينيد، به سبب اعمال خودتان است: «بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ» و سپس به پيامبرش دستور مى دهد كه آنان را پند ده، بگو كه ما رسولان را فرستاديم تا از آنان اطاعت كنيد و اگر كسى به خودش ظلم كرد، استغفار نمايد. شيخ ابوالفتوح در اين باره مى نويسد:
[١] بقره (٢): آيه ١٨.[٢] روض الجنان، ج ١، ص ١١٣ ـ ١١٦؛ ج ١٧، ص ٢٣٤.[٣] آل عمران (٣): آيه ٧٨ .[٤] روض الجنان، ج ٤، ص ٤٠١.