مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٩
بسيارى از اين روايات نبوى از راويانى نقل شده اند كه نفاق ايشان مسلّم و دشمنى آنها با معارف دين، پيامبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام محرز است و احتمال جعل روايات از سوى آنها بسيار زياد است و جا داشت كه ابوالفتوح سند و دلالت اين روايات را به دقّت بررسى مى كرد. مايه تعجّب است كه ابوالفتوح با آن مبناى مستحكم كه در مقدمه بيان مى كند، چگونه بى محابا و با تسامح و بدون نقد و بررسى از اين همه روايت نبوى با راويان آن چنانى استفاده كرده است و عجيب تر اين است كه ابوالفتوح در يك جا با دقت روايتى را نقد و رد مى كند، با آنكه آن روايت در مجامع روايى به اهل بيت عليهم السلامنسبت داده شده است؛ ايشان در مورد روايات فراوانى كه در تفسير آيات و بيان شأن نزول، از صحابه نقل مى كند، سكوت مى كند و از كنار آنها مى گذرد؛ در حالى كه با برخى روايات ديگر و احاديث اهل بيت عليهم السلام در تعارض و تنافى است؛ مثلاً ابوالفتوح در ذيل آيه ٣ بقره بعد از اينكه ايمان را به تصديق به دل معنا مى كند: «بدان كه حقيقت ايمان تصديق به دل است هم در لغت و هم در شرع»، به روايتى منتسب به امام رضا عليه السلام اشاره مى كند [١] و بعد به نقد و رد سند آن مى پردازد. مفاد اين روايت آن است كه ايمان تنها به «تصديق به دل» نيست؛ بلكه ايمان تصديق به دل و اقرار به زبان و عمل به اركان است: «پس خلافِ... اهل اخبار كه گفتند: ايمان تصديق به دل باشد و اقرار به زبان و عمل به آن و اخبارى كه در اين باب روايت كرده اند، بعضى مردود است؛ از آنكه سندش مطعون است، و بعضى آحاد است كه ايجاب علم نكند». [٢]
[١] اين روايت در تفسير روض الجنان بدون استناد به امام رضا عليه السلام و در تفسير تبيان با استناد به آن حضرت آمده است. تبيان، ج ١، ص ٥٥ .[٢] روض الجنان، ج ١، ص ١٠٣.