مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦١
ولايت اولى ترى موقوف آمد بر سه چيز: يكى قرابت، و يكى ايمان، و يكى هجرت و امّت دعوى امامت در سه كس كردند: در على، و ابوبكر و عبّاس. امّا ابوبكر، اگرچه مؤمن و مهاجر است، قرابت ندارد، و اما عباس، اگرچه ايمان و قرابت دارد، مهاجر نيست؛ طليق است. پس، از تسميه بنماند، الاّ اميرالمؤمنين على». ابوالفتوح در ادامه، استدلال براى افضل بودن امير المؤمنين را از زبان خود آن حضرت مطرح مى كند: «و در خبر است كه چون اميرالمؤمنين را گفتند: بر ابوبكر بيعت كردند، گفت: به چه علّت؟ گفتند: به علت صحبت و مشورت. گفت: يكون الخلافة بالصحابة و لا يكون بالصّحابة و القرابة؛ گفت: خلافت به صحبت باشد و به قرابت و صحبت نباشد؟...». [١] ابوالفتوح همين مطلب افضل بودن امير المؤمنين عليه السلام بر صحابه (ابوبكر) براى منصب امامت و خلافت امّت را در جاى ديگر به اشاره و كنايت مى آورد و در آنجا نيز ـ بدون اينكه ذكرى از حضرت على عليه السلام داشته باشد ـ مى گويد كه امير المؤمنين عليه السلامبه جهت داشتن دو صفت «صحابت» و «قرابت»، بر ابوبكر، كه تنها داراى يك صفت «صحابت» است، برترى دارد. [٢] ابوالفتوح در ذيل يكى ديگر از آيات، يعنى آيه «لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا» [٣] ، از راه وجود دو خصلت ديگر در امير المؤمنين عليه السلام تقدّم او را بر تمام صحابه به اثبات مى رساند: «از عموم آيت آن است كه خداى تعالى رفع تسويه كرد ميان آنان كه پيش از فتح
[١] روض الجنان، ج ١٥، ص ٣٥٠.[٢] همان، ج ٣، ص ٣٥٧.[٣] حديد (٥٧): آيه ١٠.