مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٥٢
آنچه من مى بينم، نمى بينى، و به هزيمت برفت و قوم به هزيمت او هزيمت گرفتند. چون به مكه آمدند، گفتند: سبب هزيمت، سراقه بود و مردم را او هزيمت كرد. خبر به سراقه رسيد، گفت: شنيدم كه مى گوييد من سبب هزيمت شما بودم، به خداى كه من از رفتن شما خبر نداشتم و از قتال شما، و هزيمت شما به من رسيد و من خود شما را نديدم... بدانستند كه او ابليس بوده است و اين روايت صادق و باقر است عليهماالسلام. [١] آن گاه ابوالفتوح به اختلاف نظر موجود درباره تمثل شيطان در قيافه بشرى مى پردازد و اين قول را كه «به ظهور نبود، به وسوسه بود» نمى پذيرد و مى نويسد: «قول اول [تمثّل بشرى ابليس] در اخبار ظاهرتر است». [٢]
١١. سپاه اهريمن
ذيل آيه ٩٥ سوره شعراء: «و جنود ابليس اجمعون» كه در آن ـ با توجه به آيات قبل و بعد ـ از درافكندن معبودهاى دروغين، گمراهان و همه سپاهيان ابليس به دوزخ و ستيز آنان با يكديگر در آن جا، سخن رفته است، مؤلف تفسير روض الجنان مى نويسد كه سپاهيان ابليس عبارت اند از جن و انسى كه كافر بوده اند. [٣] در جاى ديگر (ذيل آيه ٦٤ سوره اسراء) دايره شمول لشگر شيطان را بسيار گسترده تر دانسته است: «هر داعى كه با معصيت دعوت كند او از لشكر ابليس باشد». [٤] ذيل همين آيه در تشريح خطاب تهديدآميز خداوند به ابليس: « «وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ» ؛ گرد آر بر ايشان سوار و پياده ات را»، [٥] چنين مى نويسد: «مفسران گفتند هر سوار و پياده اى كه در معصيت خداى سعى كند، او از لشكر
[١] روض الجنان، ج ٩، ص ١٢٨.[٢] همان، ص ١٢٩.[٣] همان، ج ١٤، ص ٣٣٥.[٤] همان، ج ١٢، ص ٢٤٧.[٥] همان، ص ٢٣٦.