مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨
وى در ضمن تفسير اين آيه يادآور مى شود كه در موضوع توبه مسائلى است كه انظار در آن مختلف است آن گاه به برخى از مسائل توبه چنين اشاره مى كند: يكم. آيا پذيرش توبه از جانب خدا واجب است يا جنبه تفضلى دارد؟ نظر ايشان اين است كه قبول توبه از جانب خدا تفضلى است و اين رأى، با معتزله بغداد هماهنگ، و با معتزله بصره مخالف است. دوم. آيا توبه از بعضى معاصى نه از همه، امكان پذير است؟ ابوعلى جبّايى معتقد است كه توبه از برخى از معاصى با اصرار بر برخى ديگر امكان پذير است، به شرط آنكه آن شخص بر گناهى از جنس همان كه توبه كرده، اصرار نكند؛ در حالى كه فرزند او ابوهاشم، آن را امكان پذير نمى داند؛ زيرا معتقد است توبه از گناه به خاطر توبه از قبح آن است و قبح در همه معاصى وجود دارد و اگر فردى از گناهى به خاطر قبح آن توبه مى كند، بايد از همه گناهان كه در قبح شريك اند، توبه كند و ايشان در نتيجه توبه را تبعيض پذير نمى داند، ولى در عين حال توبه از كفر را كافى از توبه از فسق مى داند؛ به دليل آنكه در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است: «الإسلام يجبّ ما قبله؛ اسلام، گذشته را از آينده قطع مى كند» و اين را استثنا مى داند. سوم. توبه از معصيت به معصيت درست نيست؛ چنان كه از الحاد و انكار خدا به عبادت اصنام روى آورد. چهارم. توبه از بنده در صورتى اثربخش است كه به حد الجا نرسد و لذا توبه در حال مرگ درست نيست؛ زيرا در حديث است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «انّ اللّه يقبلُ توبةَ عبدِه ما لم يغرغر؛ خدا توبه بنده خود را مى پذيرد، مادامى كه جان او به حلق نرسيده باشد». پنجم. توبه پذيرى خدا به دو معنى است: يكى ضمان ثواب و ديگرى اسقاط عقاب. آن گاه كه توبه پيامبران را بپذيرد، به معنى ضمان ثواب است؛ مانند همين آيه «فتاب عليه» ؛ زيرا ضمير «تاب» در اين آيه كه مربوط به حضرت آدم است، به