مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٣
آنجا كه اتفاق است كه كافران را عمل نبود واقع ثابت كه به آن مستحق ثواب باشند، و حق تعالى تشبيه فرمود بر سبيل توسّع كه ايشان را عملى باشد حاصل به منزلت خاك. آن گه او را نيست كنند و متفرق و متلاشى به منزلت هباء منثور و اجماع است بر خلاف اين. پس معلوم شد كه مراد به آيه نفى وقوع و قبول است». [١] و بالاخره در تفسير آيه ٦٦ سوره زمر: «وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ» گويد: «و اصحاب وعيد را در صحت احباط به اين آيه تمسك نيست؛ از براى آنكه بيان كرديم فيما مضى كه تفسير احباط در الفاظ قرآن، نفى وقوع است به موقع قبول؛ يعنى هركه شرك آرد عملى كه كرده باشد، نه بر آن وجه بود كه به جاى قبول بود بر وجهى باشد كه مقبول نباشد از او، از آنجا كه صادر نباشد از ايمان حقيقى، كه مرد از ايمان حقيقى مرتد نشود به نزديك ما، على ما بيّناه فى غير موضعٍ». [٢]
گناهان كبيره و صغير
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٣٦ سوره نساء: «إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُدْخَلاً كَرِيمًا» گويد: «بدان كه علما در كباير خلاف كردند. عبدالله عباس گفت: هرچه خداى را به آن بيازارند، كبيره باشد، و سعيد جبير و مجاهد و ابوالعاليه و ضحّاك گفتند: هرچه خداى تعالى از آن نهى كرد و وعيد كرد بر آن به عقاب دوزخ از كبيره است. و به نزديك ما، هرچه معصيت است، همه كبيره باشد، جز آنكه به اضافه بعضى با بعضى، كبيره تر بود، تا يك گناه باشد كه هم صغيره بود و هم كبيره، به اضافه به
[١] روح الجنان، ج ٨، ص ٢٦٤.[٢] همان، ج ٩، ص ٤١٨.