مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨١
معروف و نهى از منكر...، ولى بايد نبوت و امامت را به آنها افزود...؛ گرچه بعضى آنها داخل در ابواب عدل مى شوند...». [١] ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا» [٢] در سوره حجرات مى نويسد: «اين آيه دليل است بر آنكه ايمان ديگر است و اسلام ديگر، هم در لغت و هم در شرع؛ چه ايمان تصديق به دل باشد و اسلام اقرار و استسلام باشد و خداى تعالى فرق نهاد ميان هر دو... اما آن آيت كه به معارضه اين آرند من قوله: «فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» [٣] و نيز «فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ» [٤] ، معارضه اين آيت را نشايد؛ براى آنكه ما نگفتيم كه ايمان ضد اسلام است؛ بلكه ايمان غير اسلام است... اين از فعل دل باشد و آن از عمل جوارح. در آيت گفت: ما مؤمنان را از آن جا بيرون آورديم. يك خانه مسلمان يافتيم، چه منع است كه خانه مسلمانان، هم مؤمن باشند، هم مسلمان؛ براى آنكه تنافى نيست ميان اسلام و ايمان، ولكن نه همه مسلمانان مؤمن باشند؛ بلكه همه مؤمنان مسلمان هستند...». [٥] ايشان در پى ذكر قصه اى در باب سجده برصيصاى راهب بر شيطان و كافر شدن او بعد از عمل خلاف عفت با دختر پادشاه، به نقد آن پرداخته و معتقد است كه اگر خبر صحيح السند هم باشد، بايد تأويل بُرد تا با اصول در تعارض نباشد و از اصول ما اين است كه كه كفر از افعال قلوب باشد و در احوال جوارح هيچ كفر نيوفتد. بنابراين برصيصاى راهب از ابتدا كافر بود و با نفاق عبادت مى كرد و در آن واقعه، عدم ايمان وى روشن گرديد. [٦]
[١] رسائل شريف مرتضى، ج ١، ص ١٦٥ـ ١٦٦.[٢] حجرات (٤٩): آيه ١٤.[٣] ذاريات (٥١): آيه ٣٥.[٤] ذاريات (٥١): آيه ٣٦.[٥] روض الجنان، ج ١٨، ص ٤٦ ـ ٤٧.[٦] همان، ج ١٩، ص ١٣٢ ـ ١٣٩.