مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠
اگر مراد هر دو برآمدى، مؤدى بودى به اجتماع ضدين. اگر مراد هيچ دو برنيامدى، مؤدّى بودى با آنكه فعل ممتنع بودى از دو قادرى بى منعى معقول، و اين مؤدّى بودى با نقض قادرى ايشان. و اگر مراد يكى برآمدى دون يكى، مؤدّى بودى با نقض قادرى آنكه مراد او برنيامدى. چون همه قسمتها باطل است، اين بماندى كه نشايد كه با خداى، خداى بود. او را شريك و انبازى باشد در الوهيت». [١] همچنين در تفسير آيه: «مَا اتَّخَذَ اللّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا يَصِفُونَ» [٢] ؛ «هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرد، و خداى ديگرى نيز با او نيست اگر چنين بود، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مى كرد، و بعضى بر بعض ديگر برترى مى جستند، منزه است خدا از آنچه كه توصيف مى كنند»، اين آيه را نيز ناظر بر برهان تمانع دانسته و مى گويد: جمله «إِذاً لَذَهَبَ» جواب از شرط مقدر است؛ يعنى «لو كان معه آلهة لذهب كلّ إله بما خلق». توضيح برهان به اين شيوه است: ما در اين جهان، يك نظام به هم پيوسته و منسجم و هماهنگ را احساس مى كنيم؛ نظامى كه بر اثر انسجام، به حيات خود ادامه مى دهد و اين جز در پرتو توحيد در خالقيت، كه نتيجه آن توحيد در ربوبيت است، صورت نمى پذيرد و اگر توحيد نخست را منكر شويم و معتقد گرديم كه بخشى از جهان مخلوق خالقى و بخشى ديگر مخلوق خالق دوم است، دو اشكال پيش مى آيد: اشكال اول: اگر دو نيروى غيبى كه بر جهان واحد حكومت مى كنند، از نظر قدرت و سلطه مساوى باشند، هر يك خواسته خود را بر مخلوقات خود تحميل
[١] روض الجنان، ج ٢، ص ٢٦٦. و شايسته بود بفرمايد: «ربوبيت».[٢] مؤمنون (٢٣): آيه ٩١.