مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٤
بكتاب اللّه خَصَمَتك؛ اگر با تو خصومت كند به كتاب خداى تعالى، تو را غلبه كند. گفت: چگونه؟ گفت: بقوله تعالى «وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً» ، و مدت رضاع دو سال باشد بقوله تعالى: «وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ» چون دو سال مدت رضاع بر وى، مدت حمل شش ماه ماند، عمر بفرمود تا زن را رها كردند و در اين حكم متابعت فتواى اميرالمؤمنين كردند». [١] در موردى ديگر حكايتى در باب جهالت خليفه دوم براى پاسخ به سؤالات يهودى را نقل مى كند و علم گسترده امير المؤمنين را متذكر مى شود. [٢] برترى علمى و معرفتى امير المؤمنين به احكام الهى به قدرى بوده است كه ابوالفتوح در جاهايى اعتراف خليفه دوم را در مورد اين برترى نقل مى كند: «قول عمر بن خطّاب فى علىّ: لا كانت معضلة لم يكن لها ابوالحسن» [٣] ؛ يعنى اى كاش معضل و مشكلى وجود نداشته باشد، آن گاه كه ابوالحسن [حضرت على عليه السلام] حضور ندارد.
دو. نقص ايمان خليفه دوم
ابوالفتوح در مواردى نيز حكاياتى نقل مى كند كه مفادشان، وجود نقص در ايمان خلفاى سه گانه، بخصوص خليفه دوم، به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است؛ مثلاً ابوالفتوح در ضمن بيان حكايتى نقص ايمان و نزديكى خليفه دوم به گروه يهوديان را متذكر مى شود: «شعبى روايت كند از جابر عبداللّه انصارى كه يك روز عمر خطّاب رسول را گفت: يا رسول اللّه ، ما از جهودان حديثهاى نيكو مى شنيديم. دستور باشى كه
[١] روض الجنان، ج ٣، ص ٢٨٧.[٢] همان، ج ٥، ص ٩ ـ ١١.[٣] همان، ج ٣، ص ٢٨٥.