مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٢
كَثِيرًا» گويد: «در آيه چهار دليل است بر چهار اصل از اصول مذهب ما: يكى بطلان تقليد و حث بر نظر و تأمل و تدبّر. دگر دليل است بر بطلان قول آن كس كه گفت: معنى قرآن نشايد دانستن، الاّ به قول رسول و اين مذهب مجبران است و جماعتى حشويان؛ براى آنكه خداى تعالى ما را حثّ كرد بر تدبّر و تأمل او، تا بدانيم كه كلام خداست به إنتفاء الإختلاف عنه، و اين آن گه باشد كه ما از او به تأمّل چيزى بدانيم. دگر دلالت آنكه او كلام خداست به نفى اختلاف و تناقض فرمود، نه از جهت قدم و حدوث و نگفت: اگر نه كلام خدا بودى، محدَث بودى؟ دليل چهارم آنكه اختلاف و تناقض و تفاوت، نه از فعلِ خداست؛ براى آنكه اگر از فعل او بودى، از عِند او بودى و خداى تعالى گفت: آن از عند غير من باشد». در اينجا، ابوالفتوح رازى به فرق ميان، تدبّر، تدبير و تفكّر پرداخته، مى فرمايد: «و معنى تدبّر، نظر در عواقب امور باشد و تدبير، اصلاح كار باشد براى عاقبتش... و فرق از ميان تدبّر و تفكّر آن است كه: تدبر، تصرف دل باشد به نظر در عواقب، و تفكر تصرف دل باشد به نظر در دلايل». {-١-}
بطلان تقليد در اصول عقايد
ابوالفتوح رازى تقليد در اصول عقايد را باطل مى داند؛ چنان كه در تفسير آيه ٢٥ سوره انبيا: «أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ» گويد: بگو اى محمد! بر اين دعوى كه كرديد، حجّتى و برهانى بياريد كه هر آن دعوى كه از دليل و حجت عارى باشد،
[١] روح الجنان، ج ٣، ص ٤٤٩ ـ ٤٥٠.