مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٣٧
بخوريد از آن جا خوش آن جا كه خواهى، مشوى نزديك اين درخت كه پس از جمله بيدادگران باشى». «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ...» ؛ «بخيزانيد ايشان را ابليس از آن جا و بيرون آورد ايشان را از آنچه بودند در آن...». [١] مؤلف روض الجنان ذيل آيه اخير به بيان كار ابليس در فريب آدم و حوا مى پردازد كه همانا وسوسه، اغرا، اغوا، سوگند، مكر و امثال آن بوده است. [٢] او در بيان كيفيت وصول ابليس به آدم براى مكر و وسوسه، روايات مختلفى را نقل مى كند. يك روايت مى گويد: «مار از جمله فريشتگان بود و پرها و پايها داشت و از جمله خازنان بهشت بود و با ابليس دوستى داشت. ابليس از او خواست كه: مرا به آدم رسان، او ابليس را در دهن خود پنهان كرد و در بهشت برد». [٣] و در پايان، متذكر مى گردد كه «اين روايت اصحاب الحديث است». [٤] با اين تذكر، در وهله نخست چنين به نظر مى رسد كه ابوالفتوح بر آن است تا ميان خود و اصحاب الحديث در نگاه به روايت پيشين فرق گذارد و مرزى نهد، ليكن در ادامه، سخن را در تفسير آيه چنان پى مى گيرد كه معلوم مى گردد وى روايت را پذيرفته و قصه مار را واقعى دانسته است. [٥] ذيل آيه ١٥٥ سوره آل عمران: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا...» ؛ «آنان كه پشت بر كردند از شما آن روز كه به هم آمدند دو لشكر، بخيزانيد ايشان را شيطان به بهرى آنچه كرده بودند». [٦] مى نويسد: «مراد آنان اند كه روز اُحد بگريختند...و گفتند: مراد جماعتى اند كه با
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٢١٥.[٢] همان، ص ٢٢١.[٣] همان، ص ٢٢٣.[٤] همان.[٥] همان، ص ٢٢٤.[٦] همان، ج ٥، ص ١٠٥.