مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٠
حكم نفس ما باشد و آنچه ما را باشد، او را باشد و آنچه بر ما باشد، بر او باشد. حكم او در عصمت و طهارت و غنا و كفايت، حكم من باشد. پس همچنان باشد كه من او باشم، او من باشد و اين كنايت باشد از غايت اختصاص و محبّت و قربت و دوستى تا دو دوست چون در دوستى به غايت باشند، گويند: اينان متّحد شدند. اگر چه به صورت دو اند، به معناى يكى اند...». ابوالفتوح پس از اين مباحث، درباره اينكه على عليه السلام نفس پيامبر صلى الله عليه و آله است، مى گويد: «و اين لفظ دليل كند بر آنكه امير المؤمنين على بهتر از همه صحابه و اهل البيت بود؛ براى آنكه آن را كه خداى تعالى نفس رسول خواند بر اين وجه كه گفتيم تا مدانات و مقاربتى سخت نباشد؛ چنان كه كثير التفاوت نباشد ميانشان اين لفظ اجرا كنند». [١] در جاى ديگر، ابوالفتوح در ذيل آيه: «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ» [٢] در مورد برترى امير المؤمنين عليه السلام بر صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله و بخصوص رجحان آن حضرت بر ابوبكر در خلافت مى گويد: «استدلال كردند به اين آيت بر امامت امير المؤمنين على عليه السلام و وجه استدلال چنين گفتند كه، خداى تعالى گفت: «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» ؛ رسول من به مؤمنان اولى تر است از آنكه ايشان به خود... . آن گه در آمد و گفت: «أُولُوا الْأَرْحامِ» ؛ يعنى خويشان او بعضى به بعضى اولى ترند... . آن گه آن خويشان را وصف به دو چيز كرد و آن، ايمان و هجرت است. پس چون انديشه كرديم، اين
[١] روض الجنان، ج ٤، ص ٣٦٦.[٢] احزاب (٣٣): آيه ٦.