مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٤
اجسام و الوان صورت نبندد و خداى تعالى به صفت اجسام و الوان نيست... و چون ملاقات بر حقيقت مقابله باشد و اين بر خداى روا نباشد ولابد حمل كردن بر آنچه ملاقات بر او روا باشد از اجسام چون بهشت و جهنم... پس مراد به لقا، خروج است با سراى آخرت؛ آن جا كه حكم خداى را باشد...». [١] ايشان در ذيل آيه «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ» [٢] بحث مفصلى را در تأييد مذهب خويش و رد ادله اشاعره آورده است كه عين عبارات وى را نقل مى كنيم: «از جمله اوصافى كه خداى تعالى خود را به آن مدح كرد آن است كه گفت: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ» ؛ چشمها او را درنيابد و او چشمها را دريابد؛ يعنى خداوند چشمها را. و اين آيت از جمله ادله روشن است بر آنكه خداى تعالى مرئى و مدرك نيست و وجه استدلال از او آن است كه خداى تعالى در اين آيت نفى ادراك بصر كرد از خويشتن بر وجه تمدّح، و مدح راجع است با ذات او و هرمدحى كه راجع بود با نفى و ممدوح به آن ذات او بود، در اثباتش نقص بود. و اين فصل محتاج است به بيان چند چيز: يكى آنكه خداى تعالى تمدّح كرد به نفى رؤيت از ذات خود. دوم [آنكه]: ادراك بصر رؤيت بصر باشد، و سه ام آنكه: هر مدحى كه راجع باشد با نفى، در اثباتش نقص بود. و دليل بر فصل اول، دو چيز است: يكى اجماع امت كه امت اجماع كرده اند بر آنكه خداى تعالى به اين مدح كرد خويشتن را، جز كه مخالفان گفتند مدح به آن كرد كه قادر است كه منع كند ابصار را از ذات خود. پس خلاف نيست در آنكه مدح است. وجه دوم آنكه: آنچه از پيش اين آيت است و آنچه از پس اين آيت است، همه مدح است؛ نشايد كه آنچه در ميان اين دو آيت باشد، مدح نباشد. اما كلام در فصل دوم دليل بر آنكه (ادراك) بصر رويت بصر باشد، آن است كه:
[١] روض الجنان، ج ٧، ص ٢٦٧ ـ ٢٦٨.[٢] انعام (٦): آيه ١٠٣.