مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٦
«... اصل ملاقات و لقا در لغت به معناى مقابله است و حقيقت آن بر خدا روا نباشد...؛ زيرا از صفات اجسام است. و هر كجا در قرآن و روايات ملاقات آيد، كنايه از حضور به موقف قيامت براى جزاى اعمال است؛ مثل «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ» [١] ؛ يعنى ثواب ربّه». [٢] بنابراين در ديدگاه شيخ ابوالفتوح رازى تمام آيات و رواياتى كه معناى تشبيه و تجسيم مى دهند، بايد به خوبى تفسير شوند تا خداوند شبيه مخلوق نشود و در نظر وى ديدگاه بزرگان اصحاب حديث، يا توقف است و يا تفسير به «جسم لا كالاجسام» كه در اندرون تناقض دارد و قابل پذيرش نيست.
اشاعره
اشاعره نامى است بر گرفته از اسم مؤسس اين فرقه، ابوالحسن اشعرى (م ٣٢٤). وى در ابتدا معتزلى بود و در چهل سالگى از آنها رويگردان شد و خود را طرفدار احمد بن حنبل و اصحاب حديث معرفى كرد، ولى در باب علم كلام راه آنان را نپيمود و بر عكس اصحاب حديث، علم كلام را از علوم مفيد معرفى و عقايد اصحاب حديث را بر مشى علم كلام تبيين كرد. راه وى به وسيله شاگردانش دنبال شد و بزرگان بسيارى همچون: باقلانى (م ٤٠٣)، غزالى (م ٥٠٥) و فخر رازى (م ٦٠٦) در مكتب وى رشد كردند و باليدند و به دفاع از عقايد وى پرداختند. تأثير اين بزرگان باعث گرديد كه اكثر اهل سنت در مباحث اعتقادى پيرو اشعرى شوند و امروز نيز معروف است كه اكثر آنها را اشاعره تشكيل مى دهند. ولى گويا در زمان ابوالفتوح رازى اشاعره از قدرت امروز برخوردار نبودند و يا شايد منطقه زيست ابوالفتوح به مناطق اشاعره دور بوده است. به هر دليل كه باشد شيخ ابوالفتوح رازى
[١] كهف (١٨): آيه ١١٠.[٢] روض الجنان، ج ٣، ص ٣٧٣.