مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٨
أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» گويد: «خلود به نوعى عرف، دليل دوام كند؛ چنان كه گويند: لا خلود للدنيا، لا دوام لها و اهل الجنة مخلدون فيها، اى دائمون، و الاّ در وضع لغت، عبارت بود از مدتِ دراز؛ چنان كه گويند: خلد فلان فى السجن، اذا حبس مدة طويلة و اگرچه دائم نباشد. و منه قوله تعالى: «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ...» [١] ، و اين شرح براى آن داده مى شود تا در جاى ديگر كه آيد در ذكر فسّاق اهل صلات، اصحاب وعيد، تمسك نكنند بدو». [٢]
جاودانگى يا عدم جاودانگى بهشتيان
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه نوزده سوره اعراف: «وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا» گويد: «از بهشتِ خلد آن كس بيرون نيايد كه بر سبيل ثواب آنجا باشد و اما آنكه بر سبيل تفضّل و مصلحت آنجا باشد و در آنجا مكلف بود تا مصلحت اقتضا كند، آنجاش مى دارند؛ چون مصلحت بگردد به بعضى اسباب، از آنجاش به در آرند». [٣]
معناى خلود
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٢٣ سوره توبه: «خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ» گويد: «عرب لفظ ابد، در مدتى از روزگار استعمال كند، و اگرچه مراد هميشه نباشد ... و از جمله ادله بر آنكه ابد هميشه نباشد، آن است كه هميشه را جمع نكنند. دگر
[١] اعراف (٧): آيه ١٧٦.[٢] روح الجنان، ج ١، ص ١٥٣ ـ ١٥٤.[٣] همان، ج ٥، ص ١٣١.