مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٠٨
جاى خطر است. امير المؤمنين او را گفت: انديشه مدار كه هيچ كس نباشد از مؤمنان و منافقان و الا مرا در اين هر دو جاى ببينند و مرا بشناسند و من او بشناسم و اما تو به نزديك من آى بر صراط، من تو را از دوزخ حمايت كنم و گويم: رها كن او را كه رسن او به رسن ما پيوسته است». [١] در آيه زير نيز پيروان على، فرقه ناجيه معرفى شده اند: «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ» [٢] ؛ كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه مسئول ايشان نيستى. «در روايتى از طريق زاذان از امام على عليه السلام آمده است كه گفت: امت مصطفى بر هفتاد و سه فرقه شدند يكى از ايشان ناجى است و باقى هالك. آن گه روى به من كرد و گفت: يا زاذان يا با عمرو دانى كه امت در حق من بر چند گروه شدند؟ گفت: يا اميرالمؤمنين در تو نيز مختلف شوند؟ گفت: بلى، بر دوازده فرقت شوند در من، يكى ناجى باشد و باقى هالك و تو از آن ناجيانى يا با عمرو». [٣] پس از نقل روايت فوق ابوالفتوح رازى مى گويد: «با دقت در اين خبر مشخص مى شود كه فرقه ناجيه كدام است كه رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: الحقّ مع علي و على مع الحقّ يدور معه حيثما دار». [٤] «أُوْلَئِكَ عَلَى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ» [٥] ؛ آنان بر خوردار از هدايتى از سوى پروردگار خويش اند و آنان همان رستگاران اند. «محمد بن على باقر عليه السلام روايت كند از جابر عبداللّه انصارى كه او گفت: از ام سلمه پرسيدند حديث اميرالمؤمنين على عليه السلام، گفت: از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت: اِنّ عليّا و شيعته هم الفائزون ، و فلاح و فوز به يك معنى باشد». [٦]
[١] روض الجنان، ج ١٨، ص ٧١.[٢] انعام (٦): آيه ١٥٩.[٣] روض الجنان، ج ٨، ص ١٠٧.[٤] همان، ص ١٠٨.[٥] بقره (٢): آيه ٥ .[٦] روض الجنان، ج ١، ص ١١١.