مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥٩
فرقه معتزله و در رأس آنان دو شيخ جبايى بيش از ديگران به بررسى و تفصيل اين بحث پرداخته اند و اماميه بيشترين گفتار خود را در اين مسئله به رد مبانى معتزله اختصاص داده اند. ما نيز ابتدا مبانى معتزله را بيان مى كنيم تا روشن شود كه آنان بر اساس باورهاى خاصى ناچار به پذيرش احباط گرديده اند؛ در صورتى كه آن مبانى نزد اماميه پذيرفته نشده و مردود شناخته شده است. معتزله يكى از اصول پنج گانه اعتقادى خود را اصل وعد و وعيد قرار داده اند و بر آن اساس مى گويند وفاى به وعد و وعيد (ثواب طاعت و عقاب معصيت) بر خداوند واجب است؛ چون عدم وفا ظلم به بنده، و مستلزم كذب خدا، و نيز موجب جرئت بنده بر معصيت است. [١] نتيجه الزام به وجوب وعد و وعيد از نظر معتزله اين است كه عبد مستحق ثواب و عقاب مى باشد. آنان مى گويند: چون تكليف به طاعت و ترك معصيت، نوعى الزام مشقت است، عقلاً اگر در برابر آن نفعى عايد مكلف نشود، ظلم به اوست و اصل تكليف نيز عبث خواهد بود. و اين مطلب در هر دو صورتِ طاعت و معصيت صادق است؛ زيرا نزد معتزله به جاى آوردن طاعت موجب مدح و ارتكاب حرام، مستوجب مذمّت عُقلاست و ثواب و عقاب چيزى جز مدح و مذمتِ مكلف نيست. پس وجوب ثواب و عقاب نزد معتزله بر اساس استحقاق عبد خواهد بود، نه بر اساس تفضّل؛ چنان كه اماميه قائل اند. [٢]
[١] به نظر رسد با ورود افكار و آراى فرقه هاى بيرون از اسلام به حوزه مباحث اسلامى در آغاز قرن دوم هجرى و پس از آن، همه علماى اسلام در صدد پاسخ آن برآمدند، ولى از آنجا كه معتزله و برخى ديگر به حاكمان زمان خود نزديك بودند، به آنان ميدان سخن داده شد تا در برابر شبهات مطرح شده موضع بگيرند. از اين رو، مشهور است كه معتزله آغازگران مباحث عقلى و اعتقادى اند؛ در صورتى كه شيعه و در رأس آنان، امامان معصوم عليهم السلام پيشتاز اين گونه مباحث اند؛ چنان كه از احتجاجات آنان و يارانشان اين حقيقت روشن مى گردد.[٢] شرح الاصول الخمسه، ص ٦١٤ و ٦٢٤؛ شرح المقاصد، ج ٤، ص ١٢٤؛ مناهج اليقين، ص ٣٤٩.