مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧
رؤيت خدا در آخرت، جزء عقايد اهل سنّت و اهل حديث است، و احمد بن حنبل در تنظيم عقايد، آن را جزء عقايد آنان شمرده است. ابوالحسن اشعرى كه از اعتزال توبه جست و به حنابله پيوست، تا حدّى توانست در عقايد اهل حديث تصحيحاتى انجام دهد، امّا نتوانست در مورد اين مسئله اظهار نظر كند؛ زيرا رؤيت خدا در صحيحين وارد شده است و روايات صحيحين خدشه پذير نيست و در آنجا آمده است: «عن جرير: كنّا عند النبى صلى الله عليه و آله فنظر إلى القمر ليلة البدر فقال: أما إنّكم سترون ربّكم كما ترون هذا لا تضامون في رؤيته؛ [١] نزد پيامبر بوديم، ناگهان در شب چهاردهم به ماه نگريست و گفت: شما خداى خود را مانند اين ماه مى بينيد و نيازى به هم پيوستن و نشان دادن به يكديگر نداريد». اشاعره براى اثبات اين نظريه به آياتى نيز تمسك جسته اند كه فاقد هر نوع دلالت مى باشد و يكى از آنها آيات سوره قيامت است كه مى فرمايد: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ» [٢] ؛ «در آن روز صورتهايى شاداب است، به پروردگارشان مى نگرند». آنان آيه دوم را به معنى رؤيت خدا گرفته اند؛ زيرا ماده «نظر» هرگاه با «إلى» متعدى شود، مفيد رؤيت خواهد بود و به اين بيت استدلال كرده اند: نظرتُ إلى من زيّن اللّه وجهَهفيا نظرة كادت على عاشق تَقضى يعنى: «به صورت كسى كه خدا او را زيبا آفريده است، نگاه كردم، چه نگاهى كه نزديك بود عاشق را بكشد!» شيخ ابوالفتوح رازى پس از نقل اين استدلال يادآور مى شود كه فعل «نَظَرَ» در
[١] صحيح بخارى، ج ١، ص ١١١ و ١١٥، باب ٢٦ و ٣٥ من أبواب مواقيت الصلاة.[٢] قيامت (٧٥): آيات ٢٢ ـ ٢٣.