مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣
٥. ايمان از روى جبر فاقد ارزش است
خدا درباره عناد مشركان در ايمان آوردن، يادآور مى شود: گروهى از مشركان كسانى هستند كه حتى اگر به خواسته هاى آنان جامه عمل پوشانده شود، مثلاً فرشتگان بر آنان نازل شوند و مردگان با آنها سخن بگويند، و همه چيز را در برابر آنان حاضر كنند، باز ايمان نمى آورند. قرآن به اين حقيقت با اين جمله اشاره مى كند: «وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤمِنُوا إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ» [١] ؛ «اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى كرديم و مردگان با آنها سخن مى گفت و همه چيز را در برابر آنها جمع مى نموديم، هرگز ايمان نمى آوردند، مگر آنكه خدا بخواهد، ولى بيشتر آنها نمى دانند». شيخ ابوالفتوح درباره «إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ» تحقيقى دارد و آن اينكه خدا در حالى كه مى گويد ايمان نمى آورند، يك صورت را استثنا مى كند و آن اينكه خدا بخواهد؛ يعنى در اين صورت ايمان مى آورند. اكنون سخن به اينجا مى رسد كه چرا مشيت خدا بر ايمان آنان تعلق نمى گيرد؟ در پاسخ مى گويد: اين مشيت به معنى آفريدن علم و ايمان در قلوب آنهاست. در اين صورت ايمان آنها جبرى و فاقد ارزش خواهد بود؛ ايمانى ارزش دارد كه انسان از روى اختيار به آن برگزيند. [٢]
٦. افعال بشر و مشيّت خدا
از بحثهاى پرآوازه، كه قرنها در ميان متكلمان ادامه داشته، تعلق مشيت خدا بر افعال انسان است. عدليّه (يعنى معتزله و گروهى از اماميه) بر آن اند كه افعال بشر مورد
[١] انعام (٦): آيه ١١١.[٢] روض الجنان، ج ٨، ص ٤ ـ ٥ .