مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٤٠
صلاح آن بود كه تكليف ايشان در زمين باشد، و خداى تعالى آدم را براى زمين آفريد، ألا ترى الى قوله: «... إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» [١] و اهريمن نيز كه براى وسوسه و اغواء آدم مهلت خواسته و مهلت يافته بود، با آنان به زمين مى آيد».
٦. شيطان مانع خير و احسان
مؤلف روض الجنان ذيل آيه ٢٦٨ سوره بقره: «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ» ؛ «ديو وعده دهد شما را درويشى و فرمايد به ناخوبى». [٢] در بيان اين ويژگى اهريمن مى نويسد: «شيطان شما را وعده درويشى دهد، گويد: مال مدهى در زكات و صدقه كه پس درويش بباشى». [٣] او فحشاء را به بخل تفسير مى كند و در توجيه سخن خود به كلام مُقاتل و كلبى استناد مى جويد كه گفته اند: «هر كجا در قرآن فحشاست، مراد زنا است، مگر در اين آيت كه مراد بخل است؛ شيطان تو را بخل فرمايد و نفس امّاره ميل به بخل كند». [٤] ابوالفتوح در مقام تبيين «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» مى نويسد: «وعده شيطان متضمّن غرور باشد...وعده شيطان وسواس و تخييل و چون سراب بود. وعده شيطان زور و دروغ و خلاف بود». [٥] از خصوصيات تفسير روض الجنان آن است كه مؤلف در موارد مقتضى خواننده و مخاطب خود را از ياد نمى برد. در اينجا نيز به مخاطب توجّه و او را نصيحت مى كند: «پس به وعده شيطان مغرور مشو كه او تو را دشمن است». [٦]
[١] بقره (٢): آيه ٣٠. همان، ص ١٩٤ ـ ١٩٥.[٢] روض الجنان، ج ٤، ص ٤٠.[٣] همان، ج ٤، ص ٧٠ ـ ٦٩.[٤] همان، ص ٧٠.[٥] همان، ص ٧٢.[٦] همان.