مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٠
پس معنا اين باشد كه شما استقامت نخواهى؛ الاّ آن گه كه خداى خواهد...». وى در ادامه وجوه ديگرى را نيز ذكر كرده است كه به طاعت برگشت مى كند و معناى آيه مى شود: «هيچ فعل از طاعت نخواهيم، مگر آنكه خداى خواهد». [١] بنابراين از ديدگاه شيخ ابوالفتوح رازى، افعال انسانها و مباحات و قبيحات از دايره مشيت الهى خارج است و خداوند هيچ گاه آن را اراده نمى كند.
بى نيازى خداوند از انجام دادن قبيح
از مباحث مربوط به جبر و اختيار اين است كه آيا خداى متعال قبيح انجام مى دهد؟ در بحث قبل، درباره اراده قبيح از سوى خداوند بحث كرديم و اكنون به دنبال پاسخ اين پرسش هستيم كه آيا خداوند در كافر، كفر مى آفريند؟ اشاعره به تبع اصحاب حديث، قبايح را به خدا نسبت مى دهند. غزالى (م ٥٠٥) در كتاب قواعد العقائد در ركن ثالث مى نويسد: «تمام حوادث در عالم، فعل خداست لا خالق سواه... و افعال بندگان نيز به اختراع خداوند است و مقدور عبد بر سبيل اكتساب... و اين فعل مراد خداوند است... وانه تعالى يفعل بعباده ما يشاء...». [٢] اشاعره به خاطر اينكه حسن و قبح عقلى را نپذيرفته وقائل اند هر چه را خسرو كند شيرين بود، قائل به قبيح در افعال الهى نيستند. غزالى گويد: «اگر قبيح يعنى موافق غرض الهى نباشد، اين محال است؛ چون خدا غرض ندارد...». [٣] شيخ ابوالفتوح رازى به آيات متعددى تمسك كرده تا ثابت كند خدا در افعالش غرض دارد، قبيح انجام نمى دهد و اراده قبيح نمى كند. ايشان در تفسير آيات «كَيْفَ
[١] روض الجنان، ج ٢٠، ص ١٦٩.[٢] قواعد العقائد، ص ١٩٣، ١٩٥، ٢٠٥.[٣] همان، ص ٢٠٨.