مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٧
ايشان را به نام ايمان خواند، فى قوله: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى» [١] . دليل ديگر آن است كه فرمود: «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ» [٢] ، كه قاتل را برادر مقتول و اولياى مقتول خواند و لامحال برادرى دين است و كافر برادر مؤمن نباشد در دين. دليل ديگر از اين آيت، قوله: «ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ» [٣] ، و اين از صفت مؤمنان است؛ براى آنكه خداى تعالى با كافران تخفيف و رحمت نكند... . پس از اين گفت: او را عذابى اليم باشد، و ذكر كفر و تخليد نكرد. و عذاب متناول باشد قصاص را و حكم او حكم عقاب نيست. دليل بر اين، قوله: «قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ» [٤] . دليل ديگر قوله تعالى: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما» [٥] است. ذكر ايشان به نام ايمان كرد در حال اقتتال با يكديگر، و اقتتال به عمد باشد، به خطا نباشد. و از جهت روايات، متواتر است بر آنكه رسول بيعت مردمان گرفت بر آنكه شرك نيارند و خون به ناحق نكنند و آنچه شرايط اسلام است از اجتناب كباير، آن گه گفتى: فمن فعل من ذلك شيئا فاُقيم عليه الحَدُ فهو كفارة له، من سُتِر عليه فأمره إلى اللّه (عزّوجلّ) إن شاء غفر له و إن شاء عذّبه؛ گفتى: هر كه از اين كباير ارتكاب كند و حد بر او برانند، آن كفارت باشد او را، و هر كه را پرده به او فرو گذارند، كار او با خداست: اگر خواهد، بيامرزد او را و اگر خواهد، عذابش كند. و اگر قاتل كافر بودى، اين حديث را وجهى نبودى كه حكم كافر خلاف اين باشد. و نيز اجماع امت است كه: در عهد رسول عليه السلامبسيار قتل افتاد به عهد. رسول عليه السلام ولىّ دم را
[١] بقره (٢): آيه ١٧٨ .[٢] بقره (٢): آيه ١٧٨.[٣] بقره (٢): آيه ١٧٨.[٤] توبه (٩): آيه ١٤.[٥] حجرات (٤٩): آيه ٩ .