مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٩
شيخ ابوالفتوح رازى، كه به مطالب كلامى احاطه خوبى دارد، در جاى جاى تفسير خود از آيات قرآن شاهد آورده كه قرآن حادث است و قديم نيست، و عقيده عدم خلق قرآن عقيده نادرستى است. ايشان حروف مقطعه را شاهدى بر خلق قرآن دانست و نوشت: «... خداى تعالى به اين حروف مقطع تنبيه كرد خلقان را، بر آنكه اين قرآن از جنس حروف و اصوات است... . و چون معلوم است كه اين حروف محدث است، پس قرآن نيز محدث است. يك جنس نشايد كه بعضى قديم و بعضى محدث باشد...». [١] وى تمام آياتى را كه در آنها از لفظ نَزَلَ و مشتقات آن استفاده شده، نشانه حدوث قرآن دانسته و معتقد است كه معناى لغوى انزال و تنزيل، نقل مكان از جهت علو به جهت سفل است و آن چيزى كه نقل مكان كند و مُنزَل باشد، قديم نتواند بود؛ زيرا نزول بر قديم روا نباشد. [٢] شيخ ابوالفتوح در بحث صحبت حضرت موسى عليه السلامبا خداوند بر اين مسئله تأكيد مى كند و مى نويسد: «كلامى كه خدا با موسى گفت بر طور، پيش از آن با هيچ پيغمبر نگفت و آن را كه وقت وجود وحدوث او معلوم باشد، قديم نبود، كه قديم آن بود كه در ازل موجود باشد، وجودش را اول نباشد». وى در ادامه به ديدگاه كلام نفسى اشاعره مى پردازد و آن را به نقد مى كشد و مى گويد: «و آن كس كه فرق كرد ميان تكليم و كلام و گفت كلام قديم باشد و تكليم محدث، خباط گفته است؛ براى آنكه اين فرق از روى لغت نباشد... عجب از خرد
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٩٤.[٢] همان، ج ١ ص ٢٤٠؛ ج ٤، ص ١٧٤؛ ج ٦، ص ٢٩٠؛ ج ١١، ص ٥؛ ج ١٣، ص ٢٠٥؛ ج ١٦، ص ٢٩٩.