مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦١
عذل ايشان و مناقضه بودى كه اول آيت ملامت بودى و آخر آيت عذر و ديگر آنكه قصه آيت و اخبار، مقتضى اين تأويل است، ايشان بت تراش بودند و بتگر و در اين هيچ خلاف نيست. آن گه گفت: شما را و آنچه شما مى پرستيد از بتان و اصنام، خداى آفريده است. وجه ديگر آنكه ممكن است كه خلق را حمل كنند بر تقدير: «وَاللهُ خَلَقَكُمْ» ، أى قدّركم و قدّر عليكم؛ خداى تعالى شما را بيافريد و اعمال شما را مقدر بكرد، خَلقِ تقدير لا خلق ايجاد.... ديگر آنكه كه اگر حمل بر آن كنند كه ايشان گفتند، در آيت مناقضه باشد از وجهى ديگر و آن، آن است كه گفت: «وَ مَاتَعْمَلونَ» . عمل را اضافه كرد با ايشان؛ چو اگر فعل خداى بودى، اضافه با بنده نكردى. چون اضافه با بنده كرد، فعل بنده باشد، نه فعل خداى كه در عقل و شرع اضافه فعل با فاعلش كنند». [١] او در تفسير آيه ١٨٢ سوره بقره: «... يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» گويد: «در آيه دليل ظاهر است بر بطلان مذهب جبر و آنكه خداى تعالى به بنده كفر خواهد و عقاب و مضرّت خواهد. اگر گويد كه او مالك الملك است، آن كند كه او خواهد، به جواب بگو: مالك الملك است، آن كند كه او خواهد، و لكن نه مالك الملكى سفيه است، آن كند كه او خواهد و لكن آن خواهد كه در او برآزد، نه آنكه تو كه نه حكيم، نه مالك الملكى، در تو با همه معيوبيّت نبرازد؟» [٢] ابوالفتوح رازى در تفسير آيه هفتم سوره بقره: «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ» گويد:
[١] روح الجنان، ج ٩، ص ٣١٨ ـ ٣١٩.[٢] همان، ج ٢، ص ٦٧.